تبليغاتX
هیات آل یاسین(ع) s
 

هیات آل یاسین(ع)

دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشکده عمران دانشگاه علم و صنعت ایران





به ياد استاد قديميمان حاج محمود احمدي نژاد









| لینک ثابت | نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386;ساعت 8:31;  توسط سیدمحمد سجادی-74; 
بقیع

 

غبار صحن تو بر درد جان دواست بقیع

خرابه های تو باغ بهشت ماست بقیع

به آن چهار امامی که در بغل داری

برای ما حرمت مثل کربلاست بقیع

 

| لینک ثابت | نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386;ساعت 20:13;  توسط سیدمحمد سجادی-74; 
عرفه

 

آقا! می شه ما هم یک عرفه مهمون شما باشیم ؟ 

| لینک ثابت | نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386;ساعت 20:11;  توسط سیدمحمد سجادی-74; 
اطلاعیه جلسه آذرماه 1386
بنام خدا

با سلام

جلسه این ماه هیات آل یاسین سه شنبه ۲۷/۹/۱۳۸۶ ساعت ۱۹ تا ۳۰/۲۰ در محل همیشگی برگزار می شود. این جلسه آخرین جلسه سخنرانی اخلاقی حاج آقا شیخی می باشد. از همه دوستان بالاخص دوستانی که سرشان شلوغ است جهت شرکت در جلسه دعوت می شود.

 

| لینک ثابت | نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386;ساعت 11:37;  توسط رضا گلشن-76; 
انتظار مقدم دلدار مي بايد كشيد

قرن ها پیش در اولین شب ذی حجه با صیغه ی عقدی که از لبان مبارک پیامبر جاری می شد، دریای زیبا و بی کران فاطمی و دریای عمیق و خروشان علوی در کنار هم آرام گرفتند...: « مرج البحرین یلتقیان »

و امروز ما دلشاد از آن پیوند خجسته، چشم انتظار دیدار آخرین " لؤلؤ و مرجان " آن دریاییم که هم چنان می درخشد و دل ربایی می کند.

***اللهم عجل لولیک الفرج***

 

| لینک ثابت | نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آذر 1386;ساعت 5:51;  توسط سیدمحمد سجادی-74; 
پيوند مهر و ماه

 

امشب خدا لطف نهان خود هویدا می کند

 امشب تفاخر فرش بس بر عرش اعلا می کند

 یعنی علیِِِ ماه رخ زهرا تماشا می کند

با چشم دل در صورت او سیر معنا می کند

 امشب به روی مرتضی ٬لبهای زهرا خنده کرد

 آن دل گر از غم مرده بود ٬از خنده ی خود زنده کرد

 امشب علی ٬آن عدل کل بر عقل کل داماد شد

 شاگرد ممتاز نبی داماد بر استاد شد

| لینک ثابت | نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386;ساعت 9:59;  توسط سیدمحمد سجادی-74; 
از اینان مباش:
باسم الله النور  
 
وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ، لِرَجُل سَاَلَهُ اَنْ يَعِظَهُ:
و آن حضرت به مردى كه از او درخواست موعظه كرد، فرمود:
لاتَكُنْ مِمَّنْ يَرْجُوالاْخِرَةَ بِغَيْرِ الْعَمَلِ، وَ يُرَجِّى التَّوْبَةَ بِطُولِ الاَْمَلِ.
از آنانى مباش كه بدون عمل اميد به آخرت دارد، و به آرزوى طولانى توبه را به تأخير مى اندازد.
يَقُولُ فِى الدُّنْيا بِقَوْلِ الزّاهِدينَ، وَ يَعْمَلُ فيها بِعَمَلِ الرّاغِبينَ.
سخنش درباره دنيا سخن زاهدان، و عملش عمل راغبان است.
اِنْ اُعْطِىَ مِنْها لَمْ يَشْبَعْ، وَ اِنْ مُنِعَ مِنْها لَمْ يَقْنَعْ.
اگر از دنيا داده شود سير نمى گردد، و اگر منع شود قناعت نمي ورزد.
يَعْجِزُ عَنْ شُكْرِ ما اُوتِىَ، وَ يَبْتَغِى الزِّيادَةَ فيما بَقِىَ.
از شكرآنچه به او عنايت شده ناتوان، و نسبت به باقيمانده افزون طلب است.
يَنْهى وَ لا  يَنْتَهى، وَ يَأْمُرُ بِما لايَأْتى.
ازبدى نهى مى كند و خود پذيراى نهى نيست، و به آنچه خود به جا نمى آورد دستور مى دهد.
يُحِبُّ الصّالِحينَ وَ لايَعْمَلُ عَمَلَهُمْ، وَ يُبْغِضُ الْمُذْنِبينَ وَ هُوَ اَحَدُهُمْ.
به شايستگان علاقه دارد ولى مانند آنان عمل نمى كند، و با گنهكاران دشمنى مي ورزد و خود يكى از آنان است.
يَكْرَهُ الْمَوْتَ لِكَثْرَةِ ذُنُوبِهِ، وَ يُقيمُ عَلى ما يَكْرَهُ الْمَوْتَ مِنْ اَجْلِهِ.
به علت كثرت گناهش از مرگ نفرت دارد، و بر آنچه كه به خاطرآن ازمرگ مى ترسد پابرجاست.
اِنْ سَقِمَ ظَلَّ نادِماً، وَ اِنْ صَحَّ اَمِنَ لاهِياً.
اگر بيمار شود پشيمان مى گردد، و اگر تندرستى يابد در حالتى از امنيت به لهو پردازد.
يُعْجِبُ بِنَفْسِهِ اِذا عُوفِىَ، وَ يَقْنَطُ اِذَا ابْتُلِىَ.
چون عافيت يابد خودپسند شود، و چون مبتلا گردد نااميد شود.
اِنْ اَصابَهُ بَلاءٌ دَعا مُضْطَرّاً، وَ اِنْ نالَهُ رَخاءٌ اَعْرَضَ مُغْتَرّاً.
اگر مصيبتى به او برسد به حال اضطرار دعا كند، و اگر آسايشى به او رسد در حال غرور روى از خدا بگرداند.
تَغْلِبُهُ نَفْسُهُ عَلى ما يَظُنُّ، وَلايَغْلِبُها عَلى ما يَسْتَيْقِنُ.
نفسش بر آنچه گمان دارد بر او غالب است، و به آنچه باور دارد بر نفس غالب نيست.
يَخافُ عَلى غَيْرِهِ بِاَدْنى مِنْ ذَنْبِهِ، وَ يَرْجُو لِنَفْسِهِ بِاَكْثَرَ مِنْ عَمَلِهِ.
بر غير خود به كمتر از گناه خود مى ترسد، و به پاداشى بيش از كردارش اميدوار است.
اِنِ اسْتَغْنى بَطِرَ وَ فُتِنَ، وَ اِنِ افْتَقَرَ قَنَطَ وَ وَهَنَ.
اگر توانگر شود در طغيان و فتنه افتد، و اگر تهيدست گردد به نااميدى و سستى دچار شود.
يُقَصِّرُ اِذا عَمِلَ، وَ يُبالِغُ اِذا سَاَلَ.
درعمل كوتاهى كند، و چون درخواست نمايد مبالغه كند.
اِنْ عَرَضَتْ لَهُ شَهْوَةٌ اَسْلَفَ الْمَعصِيَةَ وَ سَوَّفَ التَّوْبَةَ،
اگر شهوتى به او روى كند گناه را جلو اندازد و توبه را تأخير افكند،
وَ اِنْ عَرَتْهُ مِحْنَةٌ انْفَرَجَ عَنْ شَرائِطِ الْمِلَّةِ.يَصِفُ الْعِبْرَةَ وَلايَعْتَبِرُ،
و اگر رنجى به او رسد از شرايط دين دور شود. عبرت را بيان مى كند ولى خود عبرت نمى گيرد،
وَ يُبالِغُ فِى الْمَوْعِظَةِ وَلايَتَّعِظُ، فَهُوَ بِالْقَوْلِ مُدِلٌّ، وَ مِنَ الْعَمَلِ مُقِلٌّ.
در پند دادن مبالغه نمايد ولى خود پند نگيرد، به گفتار مى نازد، و به عمل كمتر مى پردازد.
يُنافِسُ فيما يَفْنى، وَ يُسامِحُ فيما يَبْقى.
در آنچه فانى است رغبت مى كند و نسبت به آنچه باقى است سهل انگارى مى نمايد.
يَرَى الْغُنْمَ مَغْرَماً، وَ الْغُرْمَ مَغْنَماً.
انفاق را كه غنيمت است غرامت، و غرامت را كه بخل است غنيمت مى بيند.
 يَخْشَى الْمَوْتَ وَلا يُبادِرُ الْفَوْتَ.
مرگ را وحشت دارد، ولى قبل از فوت وقت به عمل نمى شتابد.
يَسْتَعْظِمُ مِنْ مَعْصِيَةِ غَيْرِهِ ما يَسْتَقِلُّ اَكْثَرَ مِنْهُ مِنْ نَفْسِهِ،
گناه غير خود را بزرگ مى شمارد و بيشتر از آن را كه خود مرتكب شده كوچك مى انگارد،
وَ يَسْتَكْثِرُ مِنْ طاعَتِهِ ما يَحْقِرهُ مِنْ طاعَةِ غَيْرِهِ.
و از بندگيش آن را زياد مى داند كه مانندش را ازديگران ناچيز به حساب مى آورد.
فَهُوَ عَلَى النّاسِ طاعِنٌ، وَ لِنَفْسِهِ مُداهِنٌ.
به مردم طعنه مى زند، و نسبت به خويش سهل انگار است.
اللَّهْوُ مَعَ الاَْغْنِياءِ اَحَبُّ اِلَيْهِ مِنَ الذِّكْرِ مَعَ الْفُقَراءِ.
لهو با ثروتمندان را از ياد خدا با تهيدستان بيشتر دوست دارد.
يَحْكُمُ عَلى غَيْرِهِ لِنَفْسِهِ، وَلايَحْكُمُ عَلَيْها لِغَيْرِهِ،
براى سود خود به زيان ديگران حكم مى كند، و براى سود ديگرى به ضرر خود حكم نمى راند،
وَ يُرْشِدُ غَيْرَهُ وَ يُغْوى نَفْسَهُ، فَهُوَ يُطاعُ وَ يَعْصى،
ديگرى را ارشاد و خود را گمراه مى نمايد، از او اطاعت مى شود و خود عصيان مى كند،
وَ يَسْتَوْفى وَ لا يُوفى. وَ يَخْشَى الْخَلْقَ فى غَيْرِ رَبِّهِ، وَ لايَخْشى رَبَّهُ فى خَلْقِهِ.
حق خود را كامل مى ستاند و حق را كامل نمى دهد. در غير خدا از مردم مى ترسد و از خدا درباره مردم نمى ترسد.
حکمت ۱۵۰ نهج البلاغه شري
با تشکر از آقای علیزاده- دانشگاه شریف
| لینک ثابت | نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386;ساعت 11:59;  توسط رضا بیات-77; 
ميلاد آقا علي ابن موسي الرضا(ع) مبارك

سزد که بر سر خورشید سایه اندازیم

کنون که سایه شمس الشموس(ع) بر سر ماست

 

 

میلاد با سعادت خورشید طوس ٬ حضرت شمس الشموس ٬ آقا علی بن موسی الرضا علیه السلام بر همه عاشقان آن حضرت مبارک باد.

| لینک ثابت | نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386;ساعت 6:50;  توسط سیدمحمد سجادی-74; 
یا علی ابن موسی الرضا(ع)

به حلقه های ضریحت دلم گره خورده

گره گشای من این بار ٬این گره مگشای

| لینک ثابت | نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386;ساعت 6:47;  توسط سیدمحمد سجادی-74;