تبليغاتX
هیات آل یاسین(ع) s
 

هیات آل یاسین(ع)

دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشکده عمران دانشگاه علم و صنعت ایران





اعلام جلسه خردادماه 1387

بنام خدا

سلام به تمامی همراهان

جلسه خردادماه ۱۳۸۷ هیات آل یاسین چهارشنبه این هفته ۲۹/۳/۱۳۸۷ از ساعت ۱۵/۲۰ تا ۲۲ با سخنرانی جناب حجه الاسلام و المسلمین آقای مهندس حمیدرضا وکیلی و قرائت زیارت آل یاسین برگزار می شود. ضمنا موضوع صحبت ادامه مبحث ایمان می باشد.

حضور تمامی عزیزان را گرامی میداریم.

هیات آل یاسین

| لینک ثابت | نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387;ساعت 23:57;  توسط رضا گلشن-76; 
آیات مربوط به ادامه بحث جناب آقای وکیلی در مورد ایمان
آیات زیر مربوط به ادامه بحث ایمان می باشد که توسط جناب حجه الاسلام وکیلی در جلسه ماهانه هیات آل یاسین (ع) دنبال خواهد شد.

جهت مشاهده متن ، ترجمه و تفسیر آیات (براساس تفسیر نور حجه الاسلام قرائتی) بر روی آنها کلیک فرمایید:

 

| لینک ثابت | نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387;ساعت 21:58;  توسط سیدمحمد سجادی-74; 
خوش اخلاقي

پيامبر اکرم (صلّي الله‌ عليه‌ وآله) مي فرمايند:
      ما يُوضَعُ فِي مِيزانِ امْرِئٍ يَومَ القِيامَةِ أفضَلُ مِن حُسنِ الخُلقِ
در روز قيامت هيچ عملي بهتر از خوش اخلاقي
 در ترازوي [اعمال] انسان قرار نميگيرد.

        کافي، ج 2، ص 99، ح 2

| لینک ثابت | نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387;ساعت 22:33;  توسط سیدمحمد سجادی-74; 
اینشتین و آیت الله العظمی بروجردی

آلبرت اینشتین(فوت 1955 م) در رساله ی پایانی عمر خود با عنوان: "دی ارکلرونگ"   Die Erkla"rung - von: Albert Einstein  که در سال 1954 آن را در امریکا و به آلمانی نوشته است - اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح میدهد و آن را کاملترین ومعقولترین دین می داند. این رساله در حقیقت همان نامه نگاری محرمانه ی اینشتین با آیت الله العظمی بروجردی (فوت1340ش =1961م) است که توسط مترجمین برگزیده شاه ایران محرمانه صورت پذیرفته است اینشتین در این رساله "نظریه نسبیت" خود را با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از (نهج البلاغه) وبیش از همه (بحارالانوار) علامه مجلسی (که از عربی به انگلیسی توسط حمید رضا پهلوی (فوت1371ش) و.. .ترجمه وتحت نظر آیت الله بروجردی شرح می شده) تطبیق داده و نوشته که هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمی شود و تنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه ی پیچیده "نسبیت" را ارائه داده ولی اکثر دانشمندان نفهمیده اند.

از آنجمله حدیثی است که علامه ی مجلسی در مورد معراج جسمانی رسول اکرم(ص) نقل میکند که: هنگام برخاستن از زمین، دامن یا پای مبارک پیامبر(ص) به ظرف آبی میخورد و آن ظرف واژگون می شود. اما پس از اینکه پیامبر اکرم(ص) از معراج جسمانی باز می گردند مشاهده می کنند که پس از گذشت این همه زمان، هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است. اینشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه ی "نسبیت زمان" دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن مینویسد. همچنین اینشتین در این رساله "معاد جسمانی" را از راه فیزیکی اثبات میکند (علاوه بر قانون سوم نیوتون=عمل وعکس العمل). او فرمول ریاضی معاد جسمانی را عکس فرمول معروف "نسبیت ماده و انرژی" میداند:   

M = E :C2    >>    E = M.C2

یعنی اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره عیناً به ماده تبدیل شده و زنده خواهد شد. او [همچنین] می گوید: هر موجودی دارای حیطه و مرز فیزیکی خاص خود است (حیز وجودی) که امکان ندارد با موجود یا وجود دیگری اتحاد یا وحدت داشته یا بیابد. در رابطه با "عقل" نیز با کمال شگفتی - انیشتین نظریه ی اخباریون شیعه را ( که عقل را نسبی میدانند و در حریم شرع و دین آن را بکار نمی برند) صحیح دانسته و می گوید: حق با اخباری های شما ست و هنوز زود است که مردم این را بفهمند. در ادامه نیز فرمول ریاضی خاصی برای "عقل نظری بشر" ارائه داده و "نسبیت" آن را اثبات می کند.

 اینشتین در این کتاب همواره از آیت الله بروجردی با احترام و به لفظ  "بروجردی بزرگ" یاد کرده و از شادروان پروفسور حسابی نیز بارها با لفظ "حسابی عزیز" یاد کرده است.

دستخط اینشتین در تمامی صفحات این کتابچه توسط خط شناسی رایانه ای چک شده و تایید گشته که او این رساله را به دست خود نوشته است. اصل نسخه ی این رساله اکنون جهت مسائل امنیتی به صندوق امانات سری لندن - بخش امانات پروفسور ابراهیم مهدوی- سپرده شده و نگهداری می شود.

 

| لینک ثابت | نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387;ساعت 22:20;  توسط سیدمحمد سجادی-74; 
غذای ساده

یك روز كه در منزل مقام معظم رهبری در خدمت ایشان بودم بحث ما قدری به طول انجامید و نزدیك مغرب شد. پس از اقامه نماز در محضر ایشان، معظم له رو به من كردند و فرمودند: آقا رحیم! شام را مهمان ما باشید. بنده در عین حال كه این را توفیقی می دانستم، خدمتشان عرض كردم: اسباب زحمت می شود. مقام معظم رهبری فرمودند: نه! بمانید هر چه هست با هم می خوریم. وقتی سفره را پهن كردند و شام را آوردند، دیدم غذای ایشان و خانواده شان چیزی جز املت ساده نیست. من نیز بر آن سفره مهمان بودم و مقداری از همان غذای ساده را خوردم.

سردار سرلشكر رحیم صفوی

 

| لینک ثابت | نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387;ساعت 22:17;  توسط سیدمحمد سجادی-74; 
در حلقه معارف اهل بیت علیهم السلام-سفارش ها

از «جابر جعفی» نقل شده که یک سال، وقتی اعمال حج را به پایان رساندم، با گروهی به خدمت امام رسیدم. هنگام خداحافظی به ایشان گفتم: «آقا، اگر سفارشی به ما دارید بفرمایید.» آن بزرگوار، اینگونه فرمودند:

- توانمندان شما، به ضعیفان کمک کنند.

- ثروتمندان، از فقیران دل جویی به عمل آورند.

- هر یک از شما، برادر دینی خویش را نصیحت کرده و هر آنچه برای خویش

می خواهد، برای او نیز بخواهد.

- اسرار ما را از نااهلان، پوشیده نگه داشته و مردم را بر ما مسلط نسازید.

- به گفته های ما و به آنچه به نام ما، می شنوید دقت کنید. هر گاه آنها را موافق قرآن یافتید، بپذیرید و چنانچه این گونه نبود، آنها را فرو اندازید.

- هر گاه مسئله ای بر شما مشتبه شد، درباره آن تصمیمی نگیرید، بلکه آن را به ما عرض دارید تا بگونه ای که لازم است، برایتان شرح دهیم.

- اگر شما چنین باشید (به این سفارشها عمل کرده و از این حدود تجاوز نکنید) و پیش از زمان قائم «علیه السلام» بمیرید شهید از دنیا رفته اید. اما هر کس قائم ما را درک کرده و در رکاب او کشته شود، ثواب دو شهید را می برد. هر کس هم که در رکاب وی، یکی از دشمنان ما را بکشد، از ثواب بیست شهید برخوردار خواهد شد. 

 

   داستانهای بحار الانوار، محمود ناصری، تهران: آفرینه، 1375، ص 88 به نقل از بحار، ج 2، ص 236

 

 

| لینک ثابت | نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387;ساعت 22:8;  توسط سیدمحمد سجادی-74; 
شعر برای حضرت زهرا (س)
دشمن دون، كاش تنها درب بيتت مي شكست من چه گويم او ولي حصن و حريمت مي شكست كاش آتش را فقط بر درب خانه مي كشاند آن زبان آتشين چون قلب پاكت مي شكست؟ واي از آن ساعتي كو ضربه بر پهلو بزد پايه عرش خدا، ركن هدايت مي شكست شيشه عطر بهشتي ناگهان بشكسته شد گوئيا خصم لعين، صدر نبوت مي شكست غيرت الله، بين كوچه، تو، به زير دست وپا چار ركن حيدر، آن جا زين مصيبت مي شكست ناگهان خورشيد بگرفت، آسمان شد تيره كاش دست ابليس پليد از اين جسارت مي شكست بين كوچه، دست سنگين، كودكي در بهت و مات سوره تبت به لب، گفتش كه دستت مي شكست غنچه ات نشكفته پرپر شد دلت آتش گرفت بلبلان گفتندش اي دون، كاش پايت مي شكست قصه پر غصه ات بر كوه ها شد بس گران پشت گردون، فاش گويم در رثايت مي شكست قطره اي از بحر داغت گفته شد اما ببين آرزو مي كردقلم اندر عزايت مي شكست با تشکر از آقای هادی باباییان
| لینک ثابت | نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1387;ساعت 15:45;  توسط رضا بیات-77; 
تصاویر جلسه اردیبهشت ماه 87 هیات آل یاسین(ع) و سخنرانی - جدید
 

بخش چهارم

 بخش پنجم

سخنرانی حجه الاسلام آقای مهندس وکیلی

| لینک ثابت | نوشته شده در  جمعه هفدهم خرداد 1387;ساعت 12:36;  توسط سیدمحمد سجادی-74; 
پر پر کردند گل یاس را...

 

زهرا (س) عصاره عصمت است. زهرا، آیینه پاکی است. زهرا زلال کوثر است. ای همیشه جاری! ای بهار کوتاه! ای ترنم باران وحی! در شکوه مقام تو حیرانم که معرفت به غبار آستان خانه ات بوسه می زند. برهوت این دنیای خاکی شایستگی میزبانی چشمه سار همیشه جاری تو را نداشت. تو که در آیینه زخم ها و داغ ها و در هجران پدر، غریبانه زیستی و در وداع شبانه ات با پهلویی بیمار، خانه گلین را به امید آغوش بهشتی پدر ترک گفتی...

حاج منصور ارضی

1 هستی من رفته از دست 448 0:06:08
2 رکن بودن من، رفتی سفر دل خسته 494 0:06:46
3 نقش پیشانی ما یا فاطمه ست 615 0:05:14
4 سوز مظلوم از درون چون ساز شد 498 0:04:14

حاج سعید حدادیان

1 از غم نیستان در نیستان ناله دارد 1,410 0:08:00
2 گل های نیلوفری رو سبد سبد بیارید 275 0:03:46
3 دادی به دست دخترت با آه و زاری 236 0:03:13
4 آنکه با قد خم شده توحید به پا کرد منم 98 0:01:19

حاج محمود کریمی

1 مادر من ، مادر من ، مادر من ، سایه تو بر سر من 1,076 0:06:06
2 دل دریا ، دل بابا ، دل طوفانی ابرا 974 0:02:45
3 دوباره خاطراتم رو مرور کنم    آی آدما 827 0:04:39
4 غریبونه   دارم می رم از این ویرونه   1,769 0:10:02
5 رسیده کبوتر   موسم رهایی 2,107 0:11:56
6 غریبونه   می خونه   حیدر از غم های تو 1,329 0:07:31
7 از این جدایی دلم خونه 1,211 0:06:51
8 مادر مادر     چرا مادر بی تابی 642 0:03:36
9 عمر کوتاه مادرم زهرا   مثل خورشید روی بام شده 495 0:03:58
10 خوب می دونم که امیدی تو دنیا نداری 511 0:04:06
11 منم که فاتح خیبر بودم    منم که عشق پیمبر بودم 715 0:05:45
12 ای تربت گم گشته ام    زهرا یا زهرا 398 0:05:27
13 تو آسمون بی کسی با من بمون خورشید من 731 0:05:33
14 ابکنی یا ابا الحسن 477 0:06:32
15 صحن بقیع خلوتت، بیت الحرام انبیاء 362 0:04:58
16 امان ای دل  ای دل 293 0:04:01
17 از آسمون دو چشمم، ابر گریه می باره 251 0:03:26
18 گر نگاهی به ما کند زهرا    دردها را دوا کند زهرا 97 0:01:19
19 تا نفس دارم می گم، علی ولی الله 474 0:06:29
20 نماز عشق را خواندم به پشت درب این خانه 181 0:03:03
21 چهره ها با اشک زیبا می شود 319 0:05:25
22 تو خوابم باغ بزرگی می دیدم 647 0:05:30
23 چشمات که بسته می شه، می لرزه تن زینب 825 0:07:01
24 ای به دردم چشم بیمارت طبیب 861 0:07:20
25 غم زمانه خورم یا فراق یار کشم 182 0:01:28

منبع: وبلاگ پیامبر امید

| لینک ثابت | نوشته شده در  پنجشنبه نهم خرداد 1387;ساعت 22:51;  توسط سیدمحمد سجادی-74; 
تصاویر جلسه اردیبهشت ماه 87 هیات آل یاسین
 

 

بخش اول

بخش دوم

بخش سوم

 

| لینک ثابت | نوشته شده در  پنجشنبه نهم خرداد 1387;ساعت 22:32;  توسط سیدمحمد سجادی-74; 
این الفاطمیون

 

 

 مقام قرب فاطمه(علیهاالسلام) در پیشگاه خدا
 فاطمه رکن علی(علیهماالسلام)                                         
 شهادت حضرت زهرا(علیهاالسلام) در منابع اهل تسنن
پیشگویی پیامبر درباره فاطمه(علیهماالسلام)                         
 شرایط حضرت فاطمه بعد از رحلت پیامبر(علیهماالسلام)
تظلم خواهی حضرت زهرا(علیهاالسلام) در قیامت                   
 بردن حضرت علی(علیه السلام) برای بیعت
عیادت زنان انصار و مهاجر از حضرت زهرا(علیهاالسلام)              
 وصیت حضرت فاطمه(علیهاالسلام)
نخستین تابوت در اسلام                                                    
دفن حضرت فاطمه(علیهاالسلام) در شب
واگویه های دل(شعر)
 کتابخانه فاطمی
بررسی خطبه فدکیه حضرت زهرا علیهاالسلام(سخنرانی) 
مجلس عزای حضرت فاطمه علیهاالسلام(صوتی)
سوگنامه یاس    
 بانوی بی نشان       
زخم‎های گل شقایق     
 تصاویر ویژه
Screensaver
 

تهیه و تنظیم : مهری هدهدی

طراحی و ساخت : فرحناز قمصری

سایت تبیان

 

آخرین نظرات کاربران
| لینک ثابت | نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1387;ساعت 8:24;  توسط سیدمحمد سجادی-74; 
نامه عمر به معاويه

بعد از شهادت حضرت زهرا (سلام الله عليها)، عمر (خليفه دوم) در نامه اي طولاني که به معاويه نوشته بود برخورد خود با حضرت زهرا (سلام الله عليها) را چنين بيان کرد:

پس من بدر خانه علي آمدم، و در اين باب مشورت كرده بودم كه او را از خانه بدر آورم، من فضه كنيزك آنحضرت را گفتم كه علي را بگو كه بيرون آيد و با ابابكر بيعت كند، زيرا كه همه مسلمانان مجتمعند در بيعت او. فضه جواب داد: علي (ع) بكاري اشتغال دارد و نتواند كه به مسجد بيايد. گفتم اين حرفهاي زنانه را كنار بگذار، و علي را خبر ده كه بيايد و با ابوبكر بيعت كند. و اگر بيرون نيايد به اكراه و اجبار او را از خانه بيرون آوريم.
ما در اين گفتگو بوديم كه فاطمه (س) بيرون آمد و در پشت در ايستاد و فرمود: "اي گمراهان و دروغگويان و تكذيب كنندگان خدا و پيغمبر چه ميگوييد؟ و از جان ما خانواده چه ميخواهيد؟"
من گفتم: اي فاطمه؛
فاطمه فرمود: چه ميگويي و چه منظوري داري؟
گفتم: چرا پسر عمت تو را فرستاده كه جواب گويي، و خود در پس پردهء حجاب نشسته؟!
فرمود: اي عمر، طغيان و سركشي تو بود كه مرا از جاي در آورد و حجت را بر تو لازم گردانيد (يعني بيرون آمدن من براي اتمام حجت است با تو) و همچنين بيرون آمدن من حجت را لازم كرده بر هر گمراه و نادان و غوي.
گفتم: فاطمه اين حرفهاي باطل و قصه هاي زنانه را رها كن، و علي را بگو كه از خانه بدر آيد و با ابوبكر بيعت كند؛.
فاطمه فرمود: "لاحب و لاكراهة" دوستي و كراهتي تو را لايق نباشد، آيا بسبب حزب شيطان و لشگر او مرا ميترساني؟ و حال آنكه لشگر و حزب شيطان بسي سست و ضعيف است اي عمر.
گفتم: اگر بيرون نيايد هيزم فراواني جمع كنم؛ و آتشي افروزم كه اين خانه را با اهلش بسوزانم؛ يا آنكه او را بكشم براي بيعت با ابوبكر؛.
پس از اين گفتگوها تازيانه قنفذ را گرفتم، و فاطمه را با تازيانه آزردم، سپس خالد بن وليد را گفتم كه تو و مردان ديگر بياييد و براي من هيزم جمع كنيد و فاطمه را گفتم كه اكنون اين خانه را آتش ميزنم.
فاطمه فرمود: اي عمر دشمن خدا و رسول و اي دشمن علي اميرالمومنين ، اين بگفت و دو دست فرود آورد و در خانه را گرفت، و مانع شد كه من وارد خانه شوم؛ من او را دور كردم و با شدت در را فشار دادم و دستهاي فاطمه را با تازيانه كه در دست داشتم آزردم كه در را رها كند؛ فاطمه در را نگشود، ولي از شدت درد تازيانه، صداي ناله و گريه او را شنيدم، چنان ناله فاطمه در دل من تاثير كرد كه نزديك بود كه من نرم شوم، و از در خانه آنحضرت برگردم؛ ولي در اين موقع دشمنيهاي علي را بياد آوردم و ولع و حرص آنحضرت را در ريختن خون صناديد و بزرگان عرب، و مكر و فريب و جادوي محمد را متذكر شدم؛ و لگد با پاي خود بر در زدم، ولي دختر پيغمبر شكم و احشاء خود را بر در چسبانيده بود، و در خانه را نگهداشته بود كه باز نشود چون من لگد بر در زدم صداي ناله و ضجه از فاطمه شنيدم؛ كه گمان كردم از اثر اين ناله مدينه را زير و زبر كرد و شهر را بحركت در آورد؛ فرمود: اي پدر بزرگوارم، اي رسول خداوند عالميان يا محمد آيا روا است كه به حبيبه تو و دختر تو چنين كنند يكنفر ديگر را هم آواز داد و فرمود آه فضه بيا و مرا درياب؛ بخدا قسم كه فرزندم را كشتند!! من در خانه را بشدت و عنف گشودم؛ فاطمه را ديدم كه تكيه بديوار كرده و او را درد مخاض فرا گرفته؛ در حال سقط فرزند است.
ولي چون من وارد شدم؛ با همان حال فاطمه روي بمن آورد، ولي من از شدت غضب چشمم را پرده گرفته بود، چون نزديك آمد من از روي مقنعه و خمار چنان سيلي بصورت او زدم كه گوشواره او بريده شد، و خود او نيز بزمين افتاد

بيت الاحزان
تاليف شيخ عباس قمي صفحه 173

 

| لینک ثابت | نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387;ساعت 14:14;  توسط علی کاظمی-76;