تبليغاتX
هیات آل یاسین(ع) s
 

هیات آل یاسین(ع)

دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشکده عمران دانشگاه علم و صنعت ایران





شعر برای حضرت زهرا (س)
دشمن دون، كاش تنها درب بيتت مي شكست من چه گويم او ولي حصن و حريمت مي شكست كاش آتش را فقط بر درب خانه مي كشاند آن زبان آتشين چون قلب پاكت مي شكست؟ واي از آن ساعتي كو ضربه بر پهلو بزد پايه عرش خدا، ركن هدايت مي شكست شيشه عطر بهشتي ناگهان بشكسته شد گوئيا خصم لعين، صدر نبوت مي شكست غيرت الله، بين كوچه، تو، به زير دست وپا چار ركن حيدر، آن جا زين مصيبت مي شكست ناگهان خورشيد بگرفت، آسمان شد تيره كاش دست ابليس پليد از اين جسارت مي شكست بين كوچه، دست سنگين، كودكي در بهت و مات سوره تبت به لب، گفتش كه دستت مي شكست غنچه ات نشكفته پرپر شد دلت آتش گرفت بلبلان گفتندش اي دون، كاش پايت مي شكست قصه پر غصه ات بر كوه ها شد بس گران پشت گردون، فاش گويم در رثايت مي شكست قطره اي از بحر داغت گفته شد اما ببين آرزو مي كردقلم اندر عزايت مي شكست با تشکر از آقای هادی باباییان
| لینک ثابت | نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1387;ساعت 15:45;  توسط رضا بیات-77; 
40 کار مفید
 40کار مفید که در کمتر از ۱۰ دقیقه می‌توانید انجام دهید.
 
بر اساس تحقیقاتی که در دانشگاه میشیگان صورت گرفته یک زندگی سالم به چهار امر مهم بستگی دارد:
۱- عدم استعمال دخانیات. ________ ۲- پایین نگه داشتن وزن.
۳- تغذیه‌ی مناسب. ____________ _ ۴- ورزش.
جالب است بدانید از بین ۱۵۳۰۰۰ نفر مورد بررسی قرار گرفته شده فقط ۳٪ همه‌ی چهار مورد بالا را رعایت می‌کردند.
اکثر مردم وقتی وارد زندگی بزرگسالی می‌شوند به دلیل مشغله های مختلف دچار عادت های بد و ناسالم می‌شوند. همه‌ی ما بار ها و بارها مقالاتی مثل همین را خوانده‌ایم و تصمیم گرفته‌ایم آنها را عملی کنیم ولی نکرده‌ایم.
ولی اگر هرگز شروع نکنیم مطمئن باشید ضرر بزرگی خواهیم کرد و بعد ها افسوس خواهیم خورد. چون زمان و سلامتی و جوانی دیگر هرگز باز نخواهند گشت.
آیا عاقلانه تر نیست با کمی غلبه بر احساس تنبلی چندین سال زندگی شادتر و سالم‌تری برای خود بسازیم؟
در زیر ۴۰ کار مفید برای سلامتی آورده شده که انجام دادن آنها حداکثر ده دقیقه طول خواهند کشید ، فکر می‌کنم برای شروع یک زندگی سالم خوب باشد:
 

۱- مسواک بزنید.
۲- ۱۵ تا بشین پاشو بروید.
۳- صاف بنشینید.
۴- یک سیب بخورید.
۵- سرخط های مربوط به سلامتی روزنامه ها را بخوانید.
۶- بایستید و کمی به بدنتان کش و قوس بدهید.
۷- ۱۰ بار وزن را از طرفین روی یکی از پاهایتان بیاندازید.
۸- یک لیوان آب بنوشید.
۹- لبخند بزنید.
۱۰- یک نقل قول خوب و روحیه بخش برای دوستانتان ارسال کنید.
۱۱- یک نفس عمیق بکشید.
۱۲- ده دقیقه زودتر از خواب بیدار شوید.
۱۳- کمربندتان را ببندید.
۱۴- دست هایتان را بشویید.
۱۵- به مادرتان تلفن کنید.
۱۶- یک دستور غذای خوب و سالم را به دوستانتان بدهید.
۱۷- خودکاری که نمی‌نویسد را دور بیاندازید.
۱۸- هنگام آگهی های بازرگانی تلویزیون ۱۰ تا شنا بروید.
۱۹- کمی فلفل به سالادتان اضافه کنید.
۲۰- کنترل تلویزیون را کمی دور بگذارید تا برای عوض کردن کانال بلند شوید.
۲۱- پنجره‌ای را باز کنید.
۲۲- نظری در یک وبلاگ بنویسید.
۲۳- فرزندانتان را بغل کنید.
۲۴- کمی کرم مرطوب کننده و ویتامینه به دستانتان بزنید.
۲۵- از کسی که لیاقتش را دارد تشکر کنید.
۲۶- لباس هایتان را برای فردا آماده کنید.
۲۷- یک بار به جای چای قهوه بنوشید.
۲۸- کلید هایتان را یک جای مشخص قرار دهید.
۲۹- نامه یا ایمیلی دوستانه برای یکی از دوستانتان بفرستید.
۳۰- به یک موسیقی آرامش بخش گوش دهید و ذهنتان را آزاد کنید.
۳۱- ۱۰ دقیقه استراحت کنید.
۳۲- میز کار و صفحه‌ی نمایشگرتان را تمیز کنید.
۳۳- پنج دقیقه Free Rice بازی کنید.
۳۴- یکی از دوستان خوبتان را برای یک شام سالم دعوت کنید.
۳۵- یک خوردنی برای فقیری تهیه کنید و به او بدهید.
۳۶- چشمانتان را ببندید و فکر کنید چه چیزهای خوبی در زندگی دارید.
۳۷- این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید.
۳۸- دست و صورتتان را بشویید و ۳ دقیقه از پنجره به دوردست نگاه کنید. (برای چشم مفید است.)
۳۹- برای پرنده ها دانه بریزید.
۴۰- یکی از کار های بالا را همین حالا انجام دهید!
کار های بالا هر کدام به نحوی مفید هستند و باعث سلامتی جسمی ، اجتماعی ، روانی و… می‌شوند. انجام دادن هر کدام از آنها حداکثر ۱۰ دقیقه طول خواهد کشید. پس تنبلی را کنار بگذارید و همین الان چند تا را انتخاب کرده و انجام دهید مثلآ ابتدا لبخند بزنید سپس یک لیوان آب بنوشید سپس یک سیب را در حالی که از پنجره به بیرون نگاه می‌کنید بخورید.

با تشکر از آقای عجمی پسرعمه آقای عجمی خودمون

| لینک ثابت | نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387;ساعت 8:22;  توسط رضا بیات-77; 
همیشه با منی

 

 چندگاهیست وقتی می گویم: «اللهم کل لولیک الحجة بن الحسن» با آمدن نام دلربایت دلم نمی لرزد.

چندگاهیست وقتی می گویم: «صلواتک علیه و علی آبائه» به یاد مصیبتهای اهل بیتت اشک ماتم نمی ریزم.

چندگاهیست وقتی می گویم: «فی هذه الساعة» دگر به این نمی اندیشم که در این ساعت کجا منزل گرفته ای.

چندگاهیست وقتی می گویم: «و فی کل الساعة» دلم نمی سوزد که همه ساعاتم از آن تو نیست.

چندگاهیست وقتی می گویم: «ولیا و حافظا» احساس نمی کنم که سرپرستم، امامم کنار من ایستاده و قطره های اشکم را به نظاره نشسته است.

چندگاهیست وقتی می گویم: «و قائدا و ناصرا» به یاد پیروزی لشکرت، در میان گریه لبخند بر لبم نقش نمی زند.

چندگاهیست وقتی می گویم: «و دلیلا و عینا» یقین ندارم که تو راهنما و نگهبان منی.

چندگاهیست وقتی می گویم: «حتی تسکنه أرضک طوعا» یقین ندارم که روز حکومت تو بر زمین، من هم شاهد مدینه فاضله ات باشم.

چندگاهیست وقتی می گویم: «و تمتعه فیها طویلا» به حال آنانی که در زمان دراز حکومت شیرین تو طعم عدالت را می چشند غبطه نمی خورم.

اما چندگاهیست دعای فرج را چند بار می خوانم تا هم با آمدن نامت دلم بلرزد، هم اشکم بریزد، هم در جست و جویت باشم، هم سرپرستم باشی، هم به حال مردمان عصر ظهور غبطه بخورم و هم احساس کنم خدا در نزدیکی من است و تو ذخیرۀ خدایی که همیشه با منی.

با تشکر از آقای پورعبدالله از سایت روزانه

| لینک ثابت | نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387;ساعت 15:42;  توسط رضا بیات-77; 
نمایشگاه بین المللی کتاب تهران

با سلام

بيست و يکمين نمايشگاه بين المللي کتاب تهران از 12 لغايت 22 ارديبهشت ماه سال 1387 در محل مصلاي تهران برگزار مي شود. یار مهربان

| لینک ثابت | نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387;ساعت 13:16;  توسط رضا بیات-77; 
قرآن آن لاین
سلام دوستان

یک لینک عالی برای خوندن و شنیدن قرآن کریم: قرآن

با تشکر از آقای پورعبدالله

| لینک ثابت | نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387;ساعت 12:3;  توسط رضا بیات-77; 
جملات كوتاه ولي عميق

با نام و یاد خدای مهربان و دوست داشتنی که ما بندگانش را دوست می دارد

• وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید، افراد درباره رفتار و عملكرد خود فكر می كنند، نه رفتار و عملكرد شما
• سخت كوشی هرگز كسی را نكشته است، نگرانی از آن است كه انسان را از بین می برد
• اگر همان كاری را انجام دهید كه همیشه انجام می دادید، همان نتیجه ای را می گیرید كه همیشه می گرفتید
• • افراد موفق كارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلكه كارها را بگونه ای متفاوت انجام می دهند
• پیش از آنكه پاسخی بدهی با یك نفر مشورت كن ولی پیش از آنكه تصمیم بگیری با چند نفر
• كار بزرگ وجود ندارد، به شرطی كه آن را به كارهای كوچكتر تقسیم كنیم
• كارتان را آغاز كنید، توانایی انجامش بدنبال می آید
• انسان همان می شود كه اغلب به آن فكر می كند
• همواره بیاد داشته باشید آخرین كلید باقیمانده، شاید بازگشاینده قفل در باشد
• تنها راهی كه به شكست می انجامد، تلاش نكردن است
• دشوارترین قدم، همان قدم اول است
• عمر شما از زمانی شروع می شود كه اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرید
• آفتاب به گیاهی حرارت می دهد كه سر از خاك بیرون آورده باشد
• • وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است كه شما چیز زیادی از آن نخواسته اید
• در اندیشه آنچه كرده ای مباش، در اندیشه آنچه نكرده ای باش
• امروز، اولین روز از بقیة عمر شماست
• برای كسی كه آهسته و پیوسته می رود، هیچ راهی دور نیست
• امید، درمانی است كه شفا نمی دهد، ولی كمك می كند تا درد را تحمل كنیم
• بجای آنكه به تاریكی لعنت فرستید، یك شمع روشن كنید
• آنچه شما درباره خود فكرمی كنید، بسیار مهمتر از اندیشه هایی است كه دیگران درباره شما دارند
• • هركس، آنچه را كه دلش خواست بگوید، آنچه را كه دلش نمی خواهد می شنود
• اگر هرروز راهت را عوض كنی، هرگز به مقصد نخواهی رسید
• صاحب اراده، فقط پیش مرگ زانو می زند، وآن هم در تمام عمر، بیش از یك مرتبه نیست
• وقتی شخصی گمان كرد كه دیگر احتیاجی به پیشرفت ندارد، باید تابوت خود را آماده كند
• كسانی كه در انتظار زمان نشسته اند، آنرا از دست خواهند داد
• كسی كه در آفتاب زحمت كشیده، حق دارد در سایه استراحت كند
• بهتر است دوباره سئوال كنی، تا اینكه یكبار راه را اشتباه بروی
• آنقدر شكست خوردن را تجربه كنید تا راه شكست دادن را بیاموزید
• اگر خود را برای آینده آماده نسازید، بزودی متوجه خواهید شد كه متعلق به گذشته هستید
• خودتان را به زحمت نیندازید كه از معاصران یا پیشینیان بهتر گردید، سعی كنید از خودتان بهتر شوید
• خداوند به هر پرنده‌ای دانه‌ای می‌دهد، ولی آن را داخل لانه‌اش نمی‌اندازد
• درباره درخت، بر اساس میوه‌اش قضاوت كنید، نه بر اساس برگهایش
• انسان هیچ وقت بیشتر از آن موقع خود را گول نمی‌زند كه خیال می‌كند دیگران را فریب داده است
• كسی كه دوبار از روی یك سنگ بلغزد، شایسته است كه هر دو پایش بشكند
• هركه با بدان نشیند، اگر طبیعت ایشان را هم نگیرد، به طریقت ایشان متهم گردد
• كسی كه به امید شانس نشسته باشد، سالها قبل مرده است
• اگر جلوی اشتباهات خود را نگیرید، آنها جلوی شما را خواهند گرفت
• اینكه ما گمان می‌كنیم بعضی چیزها محال است، بیشتر برای آن است كه برای خود عذری آورده باشیم

با تشکر از آقای جعفری

| لینک ثابت | نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387;ساعت 9:22;  توسط رضا بیات-77; 
یک داستان جالب
سلام دوستان

این داستان توی میل های رسیده بود.

وقتی خیلی کوچک بودم اولین خانواده ای که در محلمان تلفن خرید ما بودیم . هنوز جعبه قدیمی و گوشی سیاه و براق تلفن که به دیوار وصل شده بود به خوبی در خاطرم مانده.ا
 
قد من کوتاه بود و دستم به تلفن نمیرسید ولی هر وقت که مادرم با تلفن حرف میزد می ایستادم و گوش میکردم و لذت میبردم ..ا
 
بعد از مدتی کشف کردم که موجودی عجیب در این جعبه جادویی زندگی می کند که همه چیز را می داند . اسم این موجود اطلاعات لطفآ بود ، و به همه سوالها پاسخ می داد.ا
 
ساعت درست را می دانست و شماره تلفن هر کسی را به سرعت پیدا میکرد .ا
 
بار اولی که با این موجود عجیب رابطه بر قرار کردم روزی بود که مادرم به دیدن همسایه مان رفته بود . رفته بودم در زیر زمین و با وسایل نجاری پدرم بازی میکردم که با چکش کوبیدم روی انگشتم.ا
 
دستم خیلی درد گرفته بود ولی انگار گریه کردن فایده نداشت چون کسی در خانه نبود که دلداریم بدهد .ا
 
انگشتم را کرده بودم در دهانم و همین طور که میمکیدمش دور خانه راه می رفتم . تا اینکه به راه پله رسیدم و چشمم به تلفن افتاد ! فوری رفتم و یک چهار پایه آوردم و رفتم رویش ایستادم ..ا
 
تلفن را برداشتم و در دهنی تلفن که روی جعبه بالای سرم بود گفتم اطلاعات لطفآ ..ا
 
صدای وصل شدن آمد و بعد صدایی واضح و آرام در گوشم گفت : اطلاعات ..ا
 
انگشتم درد گرفته .... حالا یکی بود که حرف هایم را بشنود ، اشکهایک سرازیر شد ..ا
 
پرسید مامانت خانه نیست ؟
 
گفتم که هیچکس خانه نیست .ا
 
پرسید خونریزی داری ؟
 
جواب دادم : نه ، با چکش کوبیدم روی انگشتم و حالا خیلی درد دارم ..ا
 
پرسید : دستت به جا یخی میرسد ؟
 
گفتم که می توانم درش را باز کنم ..ا
 
صدا گفت : برو یک تکه یخ بردار و روی انگشتت نگه دار .ا
 
یک روز دیگر به اطلاعات لطفآ زنگ زدم ..ا
 
صدایی که دیگر برایم غریبه نبود گفت : اطلاعات ..ا
 
پرسیدم تعمیر را چطور می نویسند ؟ و او جوابم را داد .ا
 
بعد از آن برای همه سوالهایم با اطلاعات لطفآ تماس میگرفتم ..ا
 
سوالهای جغرافی ام را از او می پرسیدم و او بود که به من گفت آمازون کجاست . سوالهای ریاضی و علومم را بلد بود جواب بدهد . او به من گفت که باید به قناریم که تازه از پارک گرفته بودم دانه بدهم ..ا
 
روزی که قناری ام مرد با اطلاعات لطفآ تماس گرفتم و داستان غم انگیزش را برایش تعریف کردم . او در سکوت به من گوش کرد و بعد حرفهایی را زد که عمومآ بزرگترها برای دلداری از بچه ها می گویند . ولی من راضی نشدم . ا
 
پرسیدم : چرا پرنده های زیبا که خیلی هم قشنگ آواز می خوانند و خانه ها را پر از شادی میکنند عاقبتشان اینست که به یک مشت پر در گوشه قفس تبدیل میشوند ؟
 
فکر میکنم عمق درد و احساس مرا فهمید ، چون که گفت : عزیزم ، همیشه به خاطر داشته باش که دنیای دیگری هم هست که می شود در آن آواز خواند و من حس کردم که حالم بهتر شد ..ا
 
وقتی که نه ساله شدم از آن شهر کوچک رفتیم . دلم خیلی برای دوستم تنگ شد . اطلاعات لطفآ متعلق به آن جعبه چوبی قدیمی بر روی دیوار بود و من حتی به فکرم هم نمیرسید که تلفن زیبای خانه جدیدمان را امتحان کنم ..ا
 
وقتی بزرگتر و بزرگتر می شدم ، خاطرات بچگیم را همیشه دوره میکردم . در لحظاتی از عمرم که با شک و دودلی و هراس درگیر می شدم ، یادم می آمد که در بچگی چقدر احساس امنیت می کردم .ا
 
احساس می کردم که اطلاعات لطفآ چقدر مهربان و صبور بود که وقت و نیرویش را صرف یک پسر بچه میکرد .ا
 
()()()()()() ()()
 
سالها بعد وقتی شهرم را برای رفتن به دانشگاه ترک میکردم ، هواپیمایمان در وسط راه جایی نزدیک به شهر سابق من توقف کرد . ناخوداگاه تلفن را برداشتم و به شهر کوچکم زنگ زدم : اطلاعات لطفآ !
 
صدای واضح و آرامی که به خوبی میشناختمش ، پاسخ داد اطلاعات ..ا
 
ناخوداگاه گفتم می شود بگویید تعمیر را چگونه می نویسند ؟
 
سکوتی طولانی حاکم شد و بعد صدای آرامش را شنیدم که می گفت : فکر می کنم تا حالا انگشتت خوب شده ..ا
خندیدم و گفتم : پس خودت هستی ، می دانی آن روزها چقدر برایم مهم بودی ؟
 
گفت : تو هم میدانی تماسهایت چقدر برایم مهم بود ؟ هیچوقت بچه ای نداشتم و همیشه منتظر تماسهایت بودم .ا
 
به او گفتم که در این مدت چقدر به فکرش بودم . پرسیدم آیا می توانم هر بار که به اینجا می آیم با او تماس بگیرم .ا
 
گفت : لطفآ این کار را بکن ، بگو می خواهم با ماری صحبت کنم ..ا
 
()()()()()() ()()
 
سه ماه بعد من دوباره به آن شهر رفتم ..ا
 
یک صدای نا آشنا پاسخ داد : اطلاعات ..ا
 
گفتم که می خواهم با ماری صحبت کنم ..ا
 
پرسید : دوستش هستید ؟
 
گفتم : بله یک دوست بسیار قدیمی ..ا
 
گفت : متاسفم ، ماری مدتی نیمه وقت کار می کرد چون سخت بیمار بود و متاسفانه یک ماه پیش درگذشت .ا
قبل از اینکه بتوانم حرفی بزنم گفت : صبر کنید ، ماری برای شما پیغامی گذاشته ، یادداشتش کرد که اگر شما زنگ زدید برایتان بخوانم ، بگذارید بخوانمش ..ا
 
صدای خش خش کاغذی آمد و بعد صدای نا آشنا خواند :
 به او بگو که دنیای دیگری هم هست که می شود در آن آواز خواند ... خودش منظورم را می فهمد ..ا

با تشکر از میعادگاه

| لینک ثابت | نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387;ساعت 13:38;  توسط رضا بیات-77; 
شعر کاروان کربلا از شهریار

شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین

روی دل با کاروان کربلا دارد حسین

 

 

از حریم کعبه ی جدش به اشکی شست دست

مروه پشت سر نهاد، اما صفا دارد حسین

 

 

می برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم

بیش ازین ها حرمت کوی منا دارد حسین

 

 

پیش رو راه دیار نیستی، کافیش نیست

اشک و آه عالمی هم در قفا دارد حسین

 

 

بسکه محمل ها رود منزل به منزل با شتاب

کس نمی داند عروسی یا عزا دارد حسین

 

 

رخت و تاراج حرم چون گل به تاراجش برند

تا به جایی که کفن از بوریا دارد حسین

 

 

بردن اهل حرم دستور بود و سرّ غیب

ورنه این بی حرمتی ها کی روا دارد حسین

 

 

سروران، پرانگان شمع رخسارش ولی

چون سحر روشن که سر از تن جدا دارد حسین

 

 

سر به قاچ زین نهاده، راه پیمای عراق

می نماید خود که عهدی با خدا دارد حسین

 

 

او وفای عهد را با سر کند سودا ولی

خون به دل از کوفیان بی وفا دارد حسین

 

 

دشمنانش بی امان و دوستانش بی وفا

با کدامین سر کند، مشکل دوتا دارد حسین

 

 

سیرت آل علی (ع) با سرنوشت کربلاست

هر زمان از ما یکی صورت نما دارد حسین

 

 

آب خود با دشمنان تشنه قسمت می کند

عزت و آزادگی بین تا کجا دارد حسین

 

 

دشمنش هم آب می بندد به روی اهل بیت

داوری بین با چه قومی بی حیا دارد حسین

 

بعد ازینش صحنه ها و پرده ها اشک است و خون

دل تماشا کن چه رنگین سینما دارد حسین

 

 

ساز عشق است و به دل هر زخم پیکان زخمه ای

گوش کن عالم پر از شور و نوا دارد حسین

 

 

دست آخر کز همه بیگانه شد دیدم هنوز

با دم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین

 

 

شمر گوید گوش کردم تا چه خواهد از خدا

جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین

 

 

اشک خونین گو بیا بنشین به چشم شهریار

کاندرین گوشه عزایی بی ریا دارد حسین

 

 

 

| لینک ثابت | نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386;ساعت 23:8;  توسط رضا بیات-77; 
از اینان مباش:
باسم الله النور  
 
وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ، لِرَجُل سَاَلَهُ اَنْ يَعِظَهُ:
و آن حضرت به مردى كه از او درخواست موعظه كرد، فرمود:
لاتَكُنْ مِمَّنْ يَرْجُوالاْخِرَةَ بِغَيْرِ الْعَمَلِ، وَ يُرَجِّى التَّوْبَةَ بِطُولِ الاَْمَلِ.
از آنانى مباش كه بدون عمل اميد به آخرت دارد، و به آرزوى طولانى توبه را به تأخير مى اندازد.
يَقُولُ فِى الدُّنْيا بِقَوْلِ الزّاهِدينَ، وَ يَعْمَلُ فيها بِعَمَلِ الرّاغِبينَ.
سخنش درباره دنيا سخن زاهدان، و عملش عمل راغبان است.
اِنْ اُعْطِىَ مِنْها لَمْ يَشْبَعْ، وَ اِنْ مُنِعَ مِنْها لَمْ يَقْنَعْ.
اگر از دنيا داده شود سير نمى گردد، و اگر منع شود قناعت نمي ورزد.
يَعْجِزُ عَنْ شُكْرِ ما اُوتِىَ، وَ يَبْتَغِى الزِّيادَةَ فيما بَقِىَ.
از شكرآنچه به او عنايت شده ناتوان، و نسبت به باقيمانده افزون طلب است.
يَنْهى وَ لا  يَنْتَهى، وَ يَأْمُرُ بِما لايَأْتى.
ازبدى نهى مى كند و خود پذيراى نهى نيست، و به آنچه خود به جا نمى آورد دستور مى دهد.
يُحِبُّ الصّالِحينَ وَ لايَعْمَلُ عَمَلَهُمْ، وَ يُبْغِضُ الْمُذْنِبينَ وَ هُوَ اَحَدُهُمْ.
به شايستگان علاقه دارد ولى مانند آنان عمل نمى كند، و با گنهكاران دشمنى مي ورزد و خود يكى از آنان است.
يَكْرَهُ الْمَوْتَ لِكَثْرَةِ ذُنُوبِهِ، وَ يُقيمُ عَلى ما يَكْرَهُ الْمَوْتَ مِنْ اَجْلِهِ.
به علت كثرت گناهش از مرگ نفرت دارد، و بر آنچه كه به خاطرآن ازمرگ مى ترسد پابرجاست.
اِنْ سَقِمَ ظَلَّ نادِماً، وَ اِنْ صَحَّ اَمِنَ لاهِياً.
اگر بيمار شود پشيمان مى گردد، و اگر تندرستى يابد در حالتى از امنيت به لهو پردازد.
يُعْجِبُ بِنَفْسِهِ اِذا عُوفِىَ، وَ يَقْنَطُ اِذَا ابْتُلِىَ.
چون عافيت يابد خودپسند شود، و چون مبتلا گردد نااميد شود.
اِنْ اَصابَهُ بَلاءٌ دَعا مُضْطَرّاً، وَ اِنْ نالَهُ رَخاءٌ اَعْرَضَ مُغْتَرّاً.
اگر مصيبتى به او برسد به حال اضطرار دعا كند، و اگر آسايشى به او رسد در حال غرور روى از خدا بگرداند.
تَغْلِبُهُ نَفْسُهُ عَلى ما يَظُنُّ، وَلايَغْلِبُها عَلى ما يَسْتَيْقِنُ.
نفسش بر آنچه گمان دارد بر او غالب است، و به آنچه باور دارد بر نفس غالب نيست.
يَخافُ عَلى غَيْرِهِ بِاَدْنى مِنْ ذَنْبِهِ، وَ يَرْجُو لِنَفْسِهِ بِاَكْثَرَ مِنْ عَمَلِهِ.
بر غير خود به كمتر از گناه خود مى ترسد، و به پاداشى بيش از كردارش اميدوار است.
اِنِ اسْتَغْنى بَطِرَ وَ فُتِنَ، وَ اِنِ افْتَقَرَ قَنَطَ وَ وَهَنَ.
اگر توانگر شود در طغيان و فتنه افتد، و اگر تهيدست گردد به نااميدى و سستى دچار شود.
يُقَصِّرُ اِذا عَمِلَ، وَ يُبالِغُ اِذا سَاَلَ.
درعمل كوتاهى كند، و چون درخواست نمايد مبالغه كند.
اِنْ عَرَضَتْ لَهُ شَهْوَةٌ اَسْلَفَ الْمَعصِيَةَ وَ سَوَّفَ التَّوْبَةَ،
اگر شهوتى به او روى كند گناه را جلو اندازد و توبه را تأخير افكند،
وَ اِنْ عَرَتْهُ مِحْنَةٌ انْفَرَجَ عَنْ شَرائِطِ الْمِلَّةِ.يَصِفُ الْعِبْرَةَ وَلايَعْتَبِرُ،
و اگر رنجى به او رسد از شرايط دين دور شود. عبرت را بيان مى كند ولى خود عبرت نمى گيرد،
وَ يُبالِغُ فِى الْمَوْعِظَةِ وَلايَتَّعِظُ، فَهُوَ بِالْقَوْلِ مُدِلٌّ، وَ مِنَ الْعَمَلِ مُقِلٌّ.
در پند دادن مبالغه نمايد ولى خود پند نگيرد، به گفتار مى نازد، و به عمل كمتر مى پردازد.
يُنافِسُ فيما يَفْنى، وَ يُسامِحُ فيما يَبْقى.
در آنچه فانى است رغبت مى كند و نسبت به آنچه باقى است سهل انگارى مى نمايد.
يَرَى الْغُنْمَ مَغْرَماً، وَ الْغُرْمَ مَغْنَماً.
انفاق را كه غنيمت است غرامت، و غرامت را كه بخل است غنيمت مى بيند.
 يَخْشَى الْمَوْتَ وَلا يُبادِرُ الْفَوْتَ.
مرگ را وحشت دارد، ولى قبل از فوت وقت به عمل نمى شتابد.
يَسْتَعْظِمُ مِنْ مَعْصِيَةِ غَيْرِهِ ما يَسْتَقِلُّ اَكْثَرَ مِنْهُ مِنْ نَفْسِهِ،
گناه غير خود را بزرگ مى شمارد و بيشتر از آن را كه خود مرتكب شده كوچك مى انگارد،
وَ يَسْتَكْثِرُ مِنْ طاعَتِهِ ما يَحْقِرهُ مِنْ طاعَةِ غَيْرِهِ.
و از بندگيش آن را زياد مى داند كه مانندش را ازديگران ناچيز به حساب مى آورد.
فَهُوَ عَلَى النّاسِ طاعِنٌ، وَ لِنَفْسِهِ مُداهِنٌ.
به مردم طعنه مى زند، و نسبت به خويش سهل انگار است.
اللَّهْوُ مَعَ الاَْغْنِياءِ اَحَبُّ اِلَيْهِ مِنَ الذِّكْرِ مَعَ الْفُقَراءِ.
لهو با ثروتمندان را از ياد خدا با تهيدستان بيشتر دوست دارد.
يَحْكُمُ عَلى غَيْرِهِ لِنَفْسِهِ، وَلايَحْكُمُ عَلَيْها لِغَيْرِهِ،
براى سود خود به زيان ديگران حكم مى كند، و براى سود ديگرى به ضرر خود حكم نمى راند،
وَ يُرْشِدُ غَيْرَهُ وَ يُغْوى نَفْسَهُ، فَهُوَ يُطاعُ وَ يَعْصى،
ديگرى را ارشاد و خود را گمراه مى نمايد، از او اطاعت مى شود و خود عصيان مى كند،
وَ يَسْتَوْفى وَ لا يُوفى. وَ يَخْشَى الْخَلْقَ فى غَيْرِ رَبِّهِ، وَ لايَخْشى رَبَّهُ فى خَلْقِهِ.
حق خود را كامل مى ستاند و حق را كامل نمى دهد. در غير خدا از مردم مى ترسد و از خدا درباره مردم نمى ترسد.
حکمت ۱۵۰ نهج البلاغه شري
با تشکر از آقای علیزاده- دانشگاه شریف
| لینک ثابت | نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386;ساعت 11:59;  توسط رضا بیات-77; 
ختم قرآن
اللهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم
پروردگارا!    ما را در یاری امام زمان (عجّل الله تعالی فرجهم الشریف) توانا و شایسته گردان
پناه می بریم به خدا از (شرّ) شیطان رانده شده
به نام خداوند بخشنده ی بخشایشگر
 
یاد ماه رمضان بخیر!
 
بزرگوار گرامی:
با عرض سلام و آرزوی مبارکی لحظه های زندگی شما،
به استحضار می‏رساند گروه ختم قرآن مفتخر است، یک دوره جدید ختم را با مشارکت شما عزیزان آغاز نماید.
 
خلاصه اجرایی
در این دعوت به کار خیر ختم گروهی قرآن، که از جمله مایه‏های سعادت و خوشبختی انسان می‏باشد؛ دو حالت برای مشارکت علاقمندان گرامی درنظر گرفته شده است: (1) ختم هفتگی مطالعه یک جزء از قرآن ( هر کس در هفته یک جزء از قرآن را مطالعه می کند و در کل، ختم قرآن در 30 هفته انجام می شود) و (2) ختم هفتگی مطالعه و تفسیر 1 جزء (مطالعه آیه‏های جزء مربوط و تفسیر آنها در هر هفته). سعی شده زمانبندی و پشتیبانیهای جانبی برای هرچه پر ثمرتر برگزار شدن برنامه ختم تدارک دیده شود. ماهیت برنامه، کاملا مشارکتی است و حضور پر برکت شما مایه افتخار گروه و موجب جلب رضایت خدا خواهد بود (إن شاء الله).
 
 
مقدمه
با توجه به اینکه قران کلام خدا و انس با آن باعث خدایی شدن انسان و خواندن آیات آن نوعی ذکر و مانع گناه، باعث خیر و برکت و ارتقاء انسان است، یاد خداست و واقعیتهای زندگی و حیات و ... ؛ پس هر کس که طالب زندگانی واقعی است، شایسته است به قرآن متمسک شود؛ تا به بهترین طریق هدایت یابد.
جای خالی قرآن و نماز برای تمامی مسلمانان به عنوان ابزارهای ارتباط و گفتگو با خدا چنان خالی است که رویگردانان از آنها را در برخی روایات، از دین، خارج شمرده شده اند.
میل و اشتیاق به صحبت با پروردگار متعال و شنیدن صحبتهای او و یافتن نگاه خداوندگاری به زندگی، گاه با کمتر لذتی قابل مقایسه است.
اعترافهای باطنی نفس به الوهیت حق و پذیرش اوامر خداوند در شرایط صفای  روحی، تفکر به عظمت مخلوقات و نظام آفرینش، عمل به اوامر خداوند در شرایطی که احساس می شود نیکی یادآورده شده با فطرت تو یکی شده، و ثبات و استقامت در کارهای نیک و شایسته، همگی از نشانه های بزرگ شدن انسان و از برکات حاصل برای خواننده قرآن است.
شاید این پیام، دعوتی باشد از طرف خدا به سوی شما برای بخشش کریمانه و سیل آسای معارف و هدایت خداگونه اش. آیا این دعوت را رد می کنید؟
 
بزرگوارانی که تصمیم دارند ما را در تشکیل گروهی برای ختم یک دور قرآن مجید یاری دهند، ما هم سعی داریم خالصانه ترین همکاریها را برای خدمت رسانی به قاریان محترم کلام الله مجید ارائه کنیم. پس دست شما را به گرمی می فشاریم و قدوم محترم و عزیزتان را به جمع اعضای این گروه برای همراهی در یک دور بهره مندی از ثقل اکبر هدایت خدا، گرامی می داریم.
با توجه به گمان اعضای برگزار کننده به جوان و دانشجو بودن بخش عظیمی از مشتریان ختم گروهی قرآن و دستور به اینکه "قرآن را هر قدر برایتان مقدور می شود مطالعه کنید"؛ سعی شده تا بخش بندی متناسبی برای حجم مطالعه روزانه و هفتگی دوستان در نظر گرفته شود تا امکان برخورداری از این نعمت برای افراد بیشتری فراهم آید؛ از این رو در طرح شماره (1) حجم مطالعه قرآن در حد هفته ای 1 جزء که تقریبا معادل با مطالعه روزانه 3 صفحه است درنظر گرفته شده است.
طرح شماره (2) برای کسانی درنظر گرفته شده که علاوه بر این مطالعه به مطالعه تفسیر آیه های پر مغز قرآن مبادرت می ورزند و علاقمند به کسب درک عمیق تری از کلام الله مجید هستند تهیه شده است. از آنجا که اخذ منابع و کتب تفسیر برای برخی از دوستان دشوار است، این کار از طریق معرفی یک منبع اینترنتی از تفسیر نمونه (به تالیف گروهی تحت سرپرستی آیت الله العظمی مکارم شیرازی) آسان می گردد؛ از آنجا که خواندن متن تفسیر و تفکر خودکار به عظمت آیات و کاربردهای آن / لذت بردن از ژرفا و معنای آیات زمان بیشتری از عاشقان قرآن می برد، به عنوان یک طرح جدید پیشنهادی: حجم آن افزایش نیافت و در حد همان یک جزء در هفته؛ اما با مطالعه تفسیر (تفسیر نمونه یا هر تفسیر در دسترس و مطلوب خواننده محترم گروه) انجام می شود.
آدرس اینترنتی تفسیر نمونه:
 
امید است این قبیل اقدامهای متعبدانه، عاشقانه و حتی خودخواهانه ما بندگان خدا مورد رضایت پروردگار عزیز قرار گیرد و زمینه را برای خودشناسی، خودسازی، جهاد اکبر و همراهی با امام زمانمان (درود خدا بر ایشان باد) فراهم آورد. باشد که پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) از ما پیروانش خشنود گردند و صفای دلهامان با یک عبادت گروهی که (در صورت موافقت همگی) تقدیم به ارواح پاک و مطهّر ائمه اطهار (علیهم السلام) می کنیم، با دعای خیر، تفقّد و دستگیری ایشان همراه گردد.
 
نحوه ثبت نام در ختم گروهی قرآن مجید
r     بزرگواران می توانند با ارسال ای میل به آدرس اینترنتی ختم قرآن (یعنی KHATME_QORAN@yahoo.com) تمایل خود را برای حضور در این ختم اعلام نمایند.
r   دوستانی که مایلند با معرفی طرح به دوستان خود، ایشان را نیز در این اقدام خداپسندانه شریک سازند می توانند پس از کسب تمایل به حضور ایشان، این مطلب را در نامه به آدرس اینترنتی ختم قرآن اعلام فرمایند. و از این طریق به مقام واسطه فیض خدا هم دست یابند (:
r   در صورتی که فردی تمایل به مطالعه هفتگی بیش از 1 جزء؛ یعنی 2 یا بیشتر جزء دارد، می تواند تمایل خود را به همان آدرس اینترنتی اعلام نماید.
r     خواهشمند است در نامه الکترونیکی خود، نوع مشارکت در برنامه ختم (یعنی انتخاب طرح 1 یا 2) را نیز اعلام فرمایید.
r   به علاوه، علاقمندان به طرح شماره (2) می توانند تمایل خود را به حضور در جلسه های تفسیری که با همت خود این عزیزان در تالارهای گفتگو (Conference) اینترنت تشکیل می شود؛ به همراه زمانهای ممکن برای حضور در جلسه را اعلام کنند.
 
کیفیت و زمان اعلام برنامه ختم قرآن
همانطور که مستحضرید در ختم هفته ای 1 جزء با توجه به اینکه هر فرد در هر هفته 1 جزء را مطالعه و نفر بعد در همان هفته جزء بعد را مطالعه می کند، در صورتی که تعداد مشارکت کنندگان در ختم به 30 نفر برسد، می توان گفت در هر هفته، یک دور قرآن با مشارکت کل گروه ختم می گردد.
ترتیب ختم در برنامه ای که طی 2 روز پس از اتمام نام نویسی برای بزرگواران ارسال می شود، بدین گونه خواهد بود که در هفته اول به نفر اول ثبت نام کننده، جزء 1، به نفر دوم، جزء 2، ... و به نفر 30 ام جزء 30 تخصیص داده می شود. و در هفته دوم، نفر اول، جزء 2، نفر دوم، جزء 3، ... نفر 29 ام، جزء 30 و نفر 30 ام جزء 1 را مطالعه می کند. به این ترتیب نفر اول در پایان هفته 30 ، جزء 30 را می خواند و هر یک از بزرگواران، کل 30 جزء قران و در هر هفته نیز، یک بار (در گروه 30 نفره) قرآن ختم می شود.
بدون شک مشارکت در هر یک از طرحهای شماره (1) و (2) این اقدام گروهی دارای اجر و ثواب بسیار است.
هر فرد مشارکت کننده در طرحهای (1) یا (2) متعهد خواهد بود به برنامه هفتگی ختم خود عمل کند و در ختم گروهی، سهم فردی خود را به اتمام رساند. کیفیت مطالعه به صورتی است که ضرورتا معنای لفظی آیه ها (در کمترین حد قابل قبول برای ختم) بایستی توسط خواننده درک گردد. از این رو صورت پیش فرض ختم، شامل بر خواندن متن عربی و فارسی (در حال متوجه نشدن معنی عربی جمله قرآن) می شود.
 
r   به منظور حفظ اشتیاق علاقمندان به حضور در جمع گروه ختم قرآن برای مواجهه با این دریای رحمت الهی (ختم قرآن گروهی)، سعی شده تا مدت زمان ثبت نام، 14 روز درنظر گرفته شود. با پایان این زمان، برنامه ختم طی 2 روز به اعلام ثبت نام شدگان محترم خواهد رسید.
r   امید است دوستان گرامی با اعلام علاقمندی خود و دوستانشان به شرکت در ختم، زمینه تهیه گروه 30 نفره و کسب این فضیلت گروهی را مهیا کنند.
r     برنامه جلسه های تفسیر گروهی، پس از دریافت زمانها، در قالب برنامه کلی- به امید خدا- به استحضار بزرگواران می‏رسد.
 
پیشنهادهای شما
در صورتی که حاضران گرامی در برنامه ختم، پیشنهادهایی برای روشهای دیگر پیشنهادی برای ختم قرآن یا انجام فعالیتهای خالصانه و اجرایی خداپسندانه داشته باشند، خواهشمند است آن را با ای میل گروه ختم قرآن مطرح در میان گذارند تا در مورد اجرای آن امکانسنجی شده و به اطلاع و بهره برداری عموم برسد.
 
 
گروه مدیریت ختم قرآن
فرستنده: آقای امیر حسین شفیعیان
| لینک ثابت | نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386;ساعت 18:34;  توسط رضا بیات-77; 
زیستن

هو

 شعاری برای زیستن

 حرمت اعتبار خود را  هرگز در میدان مقایسه ی خویش با دیگران  مشکن

 که ما هر یک یگانه ایم  . موجودی بی نظیر و بی تشابه

و آرمانهای خویش را  به مقیاس معیارهای دیگران  بنیاد مکن

 تنها تو می دانی که « بهترین » در زندگانیت چگونه معنا می شود

از کنار آنچه با قلب تو نزدیک است  آسان مگذر

 بر آنها چنگ درانداز، آنچنان که   در زندگی خویش

 که بی حضور آنان، زندگی مفهوم خود را  از دست می دهد

با دم زدن در هوای گذشته و نگرانی فرداهای نیامده

 زندگی را مگذار که از لابلای انگشتانت فرو لغزد و آسان هدر شود

 هر روز، همان روز را زندگی کن  و بدین سان تمامی عمر را به کمال زیسته ای

و هر گز امید از کف مده   آنگاه که چیز دیگری  برای دادن در کف داری

همه چیز در همان لحظه ای به پایان می رسد  که قدمهای تو باز می ایستد

 و هراسی به خود را مده  از پذیرفتن این حقیقت که

 هنوز پله ای تا کمال فاصله باشد  تنها پیوند میان ما خط نازک همین فاصله است

،برخیز و بی هراس خطر کن

در هر فرصتی بیاویز و هم بدینسان است که به مفهوم  شجاعت  دست خواهی یافت

 آنگاه که بگویی دیگر نخواهمش یافت  عشق را از زندگی خویش رانده ای

 عشق چنان است که   هر چه بیشتر ارزانی داری   سرشارتر شود

 و هر گاه که آن را تنگ در مشت گیری  آسان تر از کف رود

 پروازش ده تا که پایدار بماند

رؤیاهایت را فرومگذار  که بی آنان زندگانی را امیدی نیست

 و بی امید، زندگی را آهنگی نباشد

از روزهایت شتابان گذر مکن که در التهاب این شتاب

 نه تنها نقطه ی سرآغاز خویش  که حتی سرمنزل مقصود را گم کنی

زندگی مسابقه نیست زندگی یک سفر است

 و تو آن مسافری باش  که در هر گامش  ترنم خوش لحظه ها جاریست

 

Nancye Sims

 برگردان: دکتر مهدی مقصودی

 ... از کتاب: بارانی باید تا که رنگین کمانی برآید

 

 

| لینک ثابت | نوشته شده در  شنبه هفتم مهر 1386;ساعت 8:38;  توسط رضا بیات-77; 
ما ایرانی ها

می‌گن یه روز جبرئیل می‌ره پیش خدا گلایه می‌کنه که:‌آخه خدا؟ این چه وضعیه آخه؟ ما یه مشت ایرونی داریم توی بهشت که فکر می‌کنن اومدن خونه باباشون! بجای لباس و ردای سفید، همشون لباسهای مارک‌دار و آنچنانی می‌پوشن! هیچکدومشون از بالهاشون استفاده نمی‌کنن، می‌گن بدون بنز و بی‌ام‌و جایی نمی‌رن! اون بوق و کرنای من هم گم شده، یکی از همین‌ها دو ماه پیش قرض گرفتش و دیگه ازش خبری نشد! آقا من خسته شدم از بس جلوی دروازه بهشت رو جارو کردم. امروز تمیز می‌کنم، فردا دوباره پره از پوست تخمه و هسته هندونه و پوست خربزه! من حتی دیدم بعضی‌هاشون کاسبی می‌کنن و هاله های بالاسرشون رو به بقیه می‌فروشن!

خدا میگه:‌ ای جبرئیل! ایرانیان هم مثل بقیه،‌ فرزندان من هستن و بهشت به همه فرزندان من تعلق داره. این‌ها هم که گفتی خیلی بد نیست! برو یه زنگی به شیطان بزن تا بفهمی مشکل واقعی یعنی چی !

جبرییل زنگ میزنه به جناب شیطان. دو سه بار می‌ره روی پیغامگیر تا بالاخره شیطان نفس نفس زنان جواب می‌ده: جهنم. بفرمایید؟

جبرییل میگه:‌ آقا خیلی سرت شلوغه انگار !

شیطان آهی می‌کشه میگه:‌ نگو که دلم خونه. این ایرانی‌ها اشک منو در آوردن به خدا! شب و روز برام نزاشتن! تا روم رو می‌کنم اینطرف، یه آتیشی دارن اون‌طرف به پا می‌کنن! تا دو ماه پیش که اینجا هر روز چهارشنبه سوری بود و آتیش بازی!...حالا هم که .... ای داد!!! آقا نکن! جبرییل جان من برم... اینها دارن آتش جهنم رو خاموش می‌کنن که جاش کولر گازی نصب کنن !!!!

| لینک ثابت | نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386;ساعت 11:58;  توسط رضا بیات-77; 
رمضان

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

با عرض سلام و احترام و ادب

کمتر از یک هفته به آغاز ماه مبارک رمضان باقی مانده است. «میهمانی خدا»

لازمه شرط ادب رو رعایت کنیم و پاکیزه و با آمادگی وارد میهمانی صاحب خانه شویم.

مطلب زیبایی از مفاتیح الجنان برای زمان بعد از نیمه شعبان تا ماه مبارک رمضان خواندم که برایتان ارسال می کنم.

از حضرت امام رضا علیه السلام منقولست که هر که سه روز از آخر ماه شعبان روزه بدارد و به ماه مبارک رمضان وصل کند، حق تعالی ثواب روزه دو ماه متوالی برای او بنویسد.

و ابوالصلت هروی روایت کرده است که در جمعه آخر ماه شعبان به خدمت حضرت امام رضا علیه‏السلام رفتم. حضرت فرمود که ای ابوالصلت اکثر ماه شعبان رفت و این جمعه آخر است؛ پس تدارک و تلافی کن در آنچه در این ماه مانده است تقصیرهایی را که در که در ایام گذشته این ماه کرده‏ای و بر تو باد که رو آوری بر آنچه نافع است برای تو و دعا و استغفار بسیار بکن و تلاوت قرآن مجید بسیار بکن و توبه کن بسوی خدا از گناهان خود تا آنکه چون ماه مبارک درآید خالص گردانیده باشی خود را از برای خدا و مگذار در گردن خودت امانت و حق کسی را مگر آنکه اداء کنی و مگذار در دل خود کینه کسی را مگر آنکه بیرون کنی و مگذار گناهی را که می‏کردی مگر آنکه ترک کنی و از خدا بترس و توکل کن بر خدا در پنهان و آشکار امور خود و هر که بر خدا توکل کند، خدا بس است او را.

بسیار بخوان در بقیه این ماه این دعا را:

خدایا اگر در آنچه گذشت از روزهای ماه شعبان، ما را نیامرزیدی، پس بیامرز ما را در آنچه باقیست از آن.

به درستی که حق تعالی در این ماه آزاد می گرداند بندهای بسیار از آتش جهنم برای حرمت ماه مبارک رمضان.

در ضمن مطلبی در مورد دعای امام صادق (علیه السلام) در شب آخر شعبان و شب اول ماه رمضان نقل شده که توجه به آن در این چند روز برای خودسازی خالی از لطف نیست:

شیخ از حارث بن مغیره نضری روایت کرده که حضرت صادق (علیه‏السلام) می‏خواند در در شب آخر شعبان و شب اول ماه رمضان:

بار خداوندا! این ماه فرخنده‏ای است که قرآن در آن نزول یافت و راهنمای مردم ما و دلیلهای روشن هدایت ما و جدا کننده (حق و باطل) گردید. این ماه در رسید، پس ما را در آن و آن را برای ما سلامت بدار به سهولت و عافیتی که از تو باشد. این ماه را در اختیار ما قرار بده؛ ای آنکه اندک را گرفته و بسیار را سپاسگزار است. این عبادت بی‏مقدار را از من بپذیر.

خدایا از تو خواستارم که بسوی هر خیری، راهی و از هر آنچه دوست نداری، بازدارنده‏ای برایم قرار دهی ای رحیم تریم رحیمان؛ ای آنکس که از من و از آنچه در خلوت مرتکب زشتیها شدم در گذشت؛ ای آنکس که به ارتکاب گناهانم مؤاخذه نفرمودی! عفو تو را! عفو تورا! عفو تو را! ای صاحب کرم خواستارم.

معبود من پندم دادی پند نگرفتم بازم داشتی از لغزشها؛ باز پس نرفتم پس چه عذری خواهیم داشت! از من بگذر ای صاحب کرم؛ عفو تو؛ عفو تو را نیازمندم.

بارخدا از تو راحتی نزد مردن و گذشت به هنگام حساب شمردن را درخواست می‏کنم گناه از بنده تو کار بزرگی است ولی گذشت نیز از جانب تو باید که نیکو باشد. ای سزاوار پرهیزگاری! ای شایسته آمرزش! عفوت را عفوت را حاجتمندم.

 خداوندا همانا که من بنده تو؛ پسر بنده تو؛ و پسر کنیز تو ام که ناتوان و نیازمند به رحمت تو می‏باشد و تو فروبارنده بی‏نیازی و برکت بر بندگانت هستی؛ قاهری نیرومندی؛ کارهایشان را به شمار آورده‏ای؛ روزیهایشان را پخش فرموده‏ای؛ آنان را مختلف زبان و گوناگون الوان آفریده‏هایی پس از آفریده گردانیده‏ای؛ نه بندگان پی به دانشت می‏برند و نه قدرتت را اندازه توانند گرفت. پس همه ما نیازمند به رحمت تو ایم، پس رویت را از من بر نگردان. مرا از صالحان خلقت در کردار و آرزو و قضاوت و اندازه‏گیری قرار ده.

خدایا! باقیم بدار به بهترین پایندگی و از میانم بردار به بهترین مردگی بر دوستی اولیاء و دشمنی دشمنانت و رغبت به سویت و ترس از عقوبتت و خشوع و وفاداری و تسلیم پیشگاهت و تصدیق به کتاب و پیروی روش فرستاده‏ات.

خداوندا! هرچه در دلم از شک و ریب و انکار و نومیدی یا سرخوشی و نخوت و خوش‏گذرانی و خودبینی یا خودنمایی و شهرت‏طلبی یا شکاف‏اندازی یا نفاق‏ورزی یا کفر و فسق و نافرمانی و سربزرگی یا هرچه مانند اینها که دوست نداشته باشی یافت شود، پروردگارا از تو مسالت می‏کنم که جای آنها را تبدیل کنی به ایمان به وعده‏ات و وفای به عهد و پیمانت و رضای به قضایت و زهد در دنیا و رغبت در آتچه به نزد توست و بازگشت بی‏شائبه اینها را مسالت دارم از تو ای پروردگار جهانیان.

معبودا! تو از حلمت نافرمانی می‏شنوی و از کرم و بخششت اطاعت می‏گردی که گوئیا تو معصیت نشده‏ای و من و هر که تو را معصیت نکرده است؛ ساکنان ارض تو ایم، پس به فضل خویش بر ما بخشنده باش و به نیکی تکرار کننده‏ای؛ ارحم الراحمین. درود فرستد خداوند بر محمد (ص) و آل او (ع) درودی که شمارده و به حساب نیاید و اندازه‏اش را بغیر تو معلوم نکنند ای رحیمترین راحمان

پروردگارا! امام زمانمان(ع) را سلامت بدارد و در ظهور ایشان تعجیل کن و ما را نمیران مگر آنکه در این راه آماده شده و ثابت قدم باشیم.

 نویسنده: امیرحسین شفیعیان

| لینک ثابت | نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386;ساعت 8:54;  توسط رضا بیات-77; 
لبخند

لبخند

بسياري  از مردم كتاب "شاهزاده كوچولو " اثر اگزوپري " را مي شناسند. اما شايد همه ندانند كه او خلبان جنگي بود و با نازيها جنگيد وكشته شد . قبل از شروع جنگ جهاني دوم اگزوپري در اسپانيا با ديكتاتوري فرانكو مي جنگيد .   او  تجربه هاي حيرت آور  خود را در مجموعه ا ي به نام لبخند گرد آوري كرده است . در يكي از خاطراتش مي نويسد كه او را اسير كردند و به زندان انداختند او كه از روي رفتارهاي خشونت آميز نگهبانها حدس زده بود كه روز بعد   اعدامش خواهند كرد مينويسد : مطمئن بودم كه مرا اعدام خواهند كرد به همين دليل بشدت نگران بودم . جيبهايم را گشتم تا شايد سيگاري پيدا كنم كه از زير دست آنها كه حسابي لباسهايم را گشته بودند  در رفته باشد يكي پيدا كردم وبا دست هاي لرزان آن را به لبهايم گذاشتم ولي كبريت نداشتم . از ميان نرده ها به زندانبانم نگاه كردم . او حتي نگاهي هم به من نينداخت درست مانند يك مجسمه آنجا  ايستاده بود .   فرياد زدم "هي رفيق  كبريت داري؟ "  به من نگاه كرد شانه هايش را بالا انداخت وبه طرفم آمد .   نزديك تر كه آمد  و كبريتش را روشن كرد  بي اختيار نگاهش به نگاه من دوخته شد .لبخند زدم ونمي دانم چرا؟ شايد از شدت اضطراب،   شايد به خاطر اين كه خيلي به او نزديك بودم و نمي توانستم  لبخند نزنم . در هر حال لبخند زدم وانگار نوري فاصله بين دلهاي ما را پر كرد ميدانستم كه او به هيچ وجه چنين چيزي را نميخواهد ....ولي گرماي لبخند من از ميله ها گذشت وبه او رسيد و روي لبهاي او هم لبخند شكفت . سيگارم را روشن كرد ولي نرفت و همانجا ايستاد   مستقيم در چشمهايم نگاه كرد و لبخند زد  من حالا با علم به اينكه او نه يك نگهبان زندان كه يك انسان است به او لبخند زدم نگاه او حال و هواي ديگري پيدا كرده بود.

پرسيد:  بچه داري؟ " با دستهاي لرزان كيف پولم را بيرون آوردم وعكس اعضاي خانواده ام را   به او نشان دادم وگفتم : اره ايناهاش " او هم عكس بچه هايش را به من نشان داد ودرباره نقشه ها و آرزوهايي كه براي آنها داشت برايم صحبت كرد. اشك به چشمهايم هجوم آورد . گفتم كه مي ترسم ديگر هرگز خانواده ام را نبينم.. ديگر نبينم كه بچه هايم چطور بزرگ مي شوند . چشم هاي او هم پر از اشك شدند. ناگهان بي آنكه كه حرفي بزند . قفل در سلول مرا باز كرد ومرا بيرون برد. بعد هم مرا بيرون زندان و جاده پشتي آن كه به شهر منتهي مي شد   هدايت كرد نزديك شهر كه رسيديم تنهايم گذاشت و برگشت بي آنكه كلمه اي حرف بزند.

يك لبخند زندگي مرا نجات داد

بله لبخند بدون برنامه ريزي   بدون حسابگري   لبخندي طبيعي  زيباترين پل ارتباطي آدم هاست ما  لايه هايي را براي حفاظت از خود مي سازيم . لايه مدارج علمي و مدارك دانشگاهي ، لايه موقعيت شغلي واين كه دوست داريم ما را آن گونه ببينند كه نيستيم .   زير همه اين لايه ها  من حقيقي وارزشمند نهفته است.  من ترسي ندارم از اين كه آن را روح بنامم من ايمان دارم كه روح هاي انسان ها است كه با يكديگر ارتباط برقرار مي كنند و اين روح ها با يكديگر هيچ خصومتي ندارد. متاسفانه روح ما در زير لايه هايي ساخته و پرداخته خود ما كه در ساخته شدنشان دقت هولناكي هم به خرج مي دهيم ما از يكديگر جدا مي سازند و بين ما فاصله هايي را پديد مي آورند وسبب تنهايي و انزوايي ما مي شوند.

داستان اگزوپري داستان لحظه جادويي پيوند دو روح است آدمي به هنگام عاشق شدن ونگاه كردن  به يك نوزاد اين پيوند روحاني را احساس مي كند. وقتي كودكي را مي بينيم چرا لبخند مي زنيم؟ چون انسان را پيش روي خود مي بينيم كه هيچ يك از لايه هايي را كه نام برديم   روي من طبيعي خود نكشيده است و با هم وجود خود و بي هيچ شائبه اي به ما لبخند مي زند و آن روح كودكانه درون ماست كه در واقع به لبخند او پاسخ مي دهد.

 با تشکر از م.سرایی

| لینک ثابت | نوشته شده در  شنبه دهم شهریور 1386;ساعت 19:4;  توسط رضا بیات-77; 
موارد آزمون نظام مهندسی پایه 3

مواد آزمون حرفه‌اي مهندسان جهت ورود به حرفه (آزمون پایه سه ) به شرح زير مي باشد:

رشته عمران (محاسبات)

  • مبحث ششم(بارهاي وارد بر ساختمان) (مصوب 1385)

  • مبحث نهم (طرح و اجراي ساختمانهاي بتن‌آرمه) (مصوب 1385)

  • مبحث دهم(طرح و اجراي ساختمانهاي فولادي ) (1384)

  • مبحث يازدهم(اجراي صنعتي ساختمانها) (1383)

  • راهنمای مبحث دهم (طرح و اجراي ساختمانهاي فولادي )

  • ژئو‌تكنيك و طراحي پي*   

  • تحليل سازه‌ها *    

  • طراحي سازه‌هاي فولادي ‌و ‌بتن‌آرمه *   

  • تكنولوژي بتن و مصالح*

  • مسائل اجرايي(سازه‌هاي بتني و فولادي)*

 

رشته عمران (نظارت)

  • قانون نظام مهندسي و كنترل ساختمان و آئين‌نامه‌هاي اجرايي آن

  • مبحث دوم (آئين نامه ماده 33 قانون نظام مهندسي و كنترل ساختمان و شيوه‌نامه آن)

  • مبحث پنجم ( مصالح و فراورده‌هاي ساختماني) (1382)

  • مبحث ششم ( بارهاي وارد برساختمان) (مصوب 1385)

  • مبحث هفتم ( پي و پي سازي)

  • مبحث هشتم (طرح و اجراي ساختمانهاي با مصالح بنايي)(1384)

  • مبحث نهم (طرح و اجراي ساختمانهاي بتن آرمه) مصوب 1385

  • مبحث دهم ( طرح و اجراي ساختمانهاي فولادي)(1384)

  • مبحث يازدهم(اجراي صنعتي ساختمانها) (1383)

  • مبحث دوازدهم ( ايمني و حفاظت كار در حين اجرا) (1385)

  • راهنمای مبحث دهم (طرح و اجرای ساختمانهای فولادی جلد اول و دوم )

  • راهنماي جوش و اتصالات جوشي در ساختمانهاي فولادي (با تأكيد بر بخش‌هاي نظارت و اجرا)

  • راهنمای قالب بندی ساختمانهای بتن آرمه

  • تحليل‌ سازه‌ها و طراحي ‌سازه‌هاي ‌فولادي ‌و بتني‌ (درحد اطلاعات عمومی و کلی محاسبات‌ ) *

  • روشها و مسائل اجرايي*

  • جزئيات اجرايي ساختمان*

  • مسائل مكانيكي و برقي در ساختمان (برگرفته از متون مباحث سیزدهم ، چهاردهم و شانزدهم مقررات ملی ساختمان )

 

| لینک ثابت | نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مرداد 1386;ساعت 9:9;  توسط رضا بیات-77; 
آزمون نظام مهندسی ساختمان
قابل توجه ‌ثبت‌نام‌شدگان ‌آزمونهاي ‌حرفه‌اي ‌مهندسان و كاردانهاي فني ساختمان مورخ شهريور ماه 86

به اطلاع مي‌رساند داوطلبان آزمون كه ثبت‌نام آنها توسط سازمان نظام مهندسي ساختمان يا كانون كاردانهاي فني ساختمان استان (حسب مورد) تأييد گرديده است لازم است مطابق جدول زمانبندي لینک زير كه در راهنماي ثبت‌نام نيز اعلام گرديده نسبت به تهيه پرينت كارت شناسايي آزمون خود از طريق همين وب‌سايت اقدام نمايند. كارت شناسايي آزمون علاوه بر مشخصات داوطلب، حاوي شماره داوطلبي، آدرس حوزه آزمون و زمان آزمون مي‌باشد. لازم بذكر است ....:

سایت نظام مهندسی ساختمان

| لینک ثابت | نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386;ساعت 19:51;  توسط رضا بیات-77; 
چه داریم برای عرضه به محضرش؟
میلاد با برکت پدر امّت اسلام؛ حضرت مهدی قائم (عجّل الله تعالی فرجهم الشّریف)؛ او که ظهورش نوید دهنده بیان کامل حق، تکمیل علوم، همه‏گیری عدالت، فراوانی ثروت، و استقرار خشوع، اسلام واقعی و خداپرستی است. او که دنیا به واسطه وجودش بر پاست و خدا تمامی نعماتش را به واسطه فیض وجود او به ما می‏رساند. او که با ظهورش زندگی شایسته انسانیت را به علم و اداره امامیت خویش متجلی می‏کند.
| لینک ثابت | نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مرداد 1386;ساعت 15:41;  توسط رضا بیات-77; 
انفاق
لَم تنالوا البرّ حتّی تنفقوا ممّا تحبّون و ما تنفقوا مِن شَیءٍ فَإنَّ اللهَ به علیمٌ. سوره مبارکه آل عمران ؛ آیه 92.
هرگز به (حقیقت) نیکوکاری نمی‏رسید مگر اینکه از آنچه دوست می‏دارید، (در راه خدا) انفاق کنید؛ و آنچه انفاق می‏کنید؛ خداوند از آن آگاه است.
| لینک ثابت | نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مرداد 1386;ساعت 15:35;  توسط رضا بیات-77; 
به کجا چنین شتابان...

منبع: گزیده ای از میل های ارسالی:

 

خواندن کل اين متن بيشتر از 3 دقيقه زمان شما را نخواهد گرفت. پس لطفا بخوانيد

 

١٨ سال پيش من در شرکت سوئدى ولوو استخدام شدم. کار کردن در اين شرکت تجربه جالبى براى من به وجود آورده است.  اينجا هر پروژه‌اى حداقل ٢ سال طول مي‌کشد تا نهايى شود، حتى اگر ايده ساده و واضحى باشد. اين قانون اينجاست. جهانى شدن (globalization)  باعث شده است که همه ما در جستجوى نتايج فورى و آنى باشيم. و اين مشخصاً با حرکت کند سوئدي‌ها در تناقض است. آن‌ها معمولاً تعداد زيادى جلسه برگزار مي‌کنند، بحث مي‌کنند، بحث مي‌کنند، بحث مي‌کنند و خيلى به آرامى کارى را پيش مي‌برند. ولى در انتها، اين شيوه هميشه به نتايج بهترى مي‌انجامد. به عبارت ديگر:
1- سوئد در حدود 450000  کيلومتر مربع وسعت دارد.
2- سوئد حدود 9 ميليون جمعيت دارد. .

۳- استكهلم، پايتخت سوئد كه به پايتخت اسكانديناوي نيز مشهور است حدود  78000 نفر جمعيت دارد.

4- ولوو، اسکانيا، ساب، الکترولوکس و اريکسون برخى از شرکت‌هاى توليدى سوئد هستند.


اولين روزهايي كه در سوئد بودم، يکى از همکارانم هر روز صبح با ماشينش مرا از هتل برمي‌داشت و به محل کار مي‌برد. ماه سپتامبر بود و هوا کمى سرد و برفى. ما صبح‌ها زود به کارخانه مي‌رسيديم و همکارم ماشينش را در نقطه دورى نسبت به ورودى ساختمان پارک مي‌کرد. در آن زمان، ٢٠٠٠ کارمند ولوو با ماشين شخصى به سر کار مي‌آمدند.

روز اول، من چيزى نگفتم، همين طور روز دوم و سوم. روز چهارم به همکارم گفتم:  آيا جاى پارک ثابتى داري؟ چرا ماشينت را اين قدر دور از در ورودى پارک مي‌کنى در حالى که جلوتر هم جاى پارک هست؟

او در جواب گفت: براى اين که ما زود مي‌رسيم و وقت براى پياده‌رفتن داريم. اين جاها را بايد براى کسانى بگذاريم که ديرتر مي‌رسند و احتياج به جاى پارکى نزديک‌تر به در ورودى دارند تا به موقع به سرکارشان برسند. تو اين طور فکر نمي‌کني؟

ميزان شرمندگى مرا خودتان حدس بزنيد.


اين روزها، جنبشى در اروپا راه افتاده به نام غذاى آهسته (
Slow Food). اين جنبش مي‌گويد که مردم بايد به آهستگى بخورند و بياشامند، وقت کافى براى چشيدن غذايشان داشته باشند، و بدون هرگونه عجله و شتابى با افراد خانواده و دوستانشان وقت بگذرانند. غذاى آهسته در نقطه مقابل غذاى سريع (Fast Food) و الزاماتى که در سبک زندگى به همراه دارد قرار مي‌گيرد. غذاى آهسته پايه جنبش بزرگترى است که توسط مجله بيزنس طرح شده و يک "اروپاى آهسته" ناميده شده است. اين جنبش اساساً حس شتاب و ديوانگي به وجود آمده بر اثر نهضت جهانى شدن را زير سوال مي‌برد. نهضتى که کميّت را جايگزين کيفيت در همه شئون زندگى ما کرده است.

مردم فرانسه با وجودى که ٣٥ ساعت در هفته کار مي‌کنند امّا از آمريکائي‌ها و انگليسي‌ها مولّدترند. آلماني‌ها ساعت کار هفتگى را به 28/8 ساعت تقليل داده‌اند و مشاهده کرده‌اند که بهره‌ورى و قدرت توليدشان ٢٠درصد افزايش يافته است. اين گرايش به آهستگى و کندکردن جريان شتاب آلود زندگى، حتى نظر آمريکائي‌ها را هم جلب کرده است.

 

البته اين گرايش به عدم شتاب، به معنى کمتر کار کردن يا بهره‌ورى کمتر نيست. بلکه به معنى انجام کارها با کيفيت، بهره‌ورى و کمال بيشتر، با توجه بيشتر به جزئيات و با استرس کمتر است. به معنى برقرارى مجدّد ارزش‌هاى خانوادگى و به دست آوردن زمان آزاد و فراغت بيشتر است.
به معنى چسبيدن به حال در مقابل آينده نامعلوم و تعريف نشده است. به معنى بها دادن به يکى از اساسي‌ترين ارزش‌هاى انسانى يعنى ساده زندگى کردن است. هدف جنبش آهستگى، محيط‌هاى کارى کم تنش‌تر، شادتر و مولّدترى است که در آن‌، انسان‌ها از انجام دادن کارى که چگونگى انجام دادنش را به خوبى بلدند، لذت مي‌برند. اکنون زمان آن فرا رسيده است که توقف کنيم و درباره اين که چگونه شرکت‌ها به توليد محصولاتى با کيفيت بهتر، در يک محيط آرامتر و بي‌شتاب و با بهره‌ورى بيشتر نياز دارند، فکر کنيم.


بسيارى از ما زندگى خود را به دويدن در پشت سر زمان مي‌گذرانيم امّا تنها هنگامى به آن مي‌رسيم که بر اثر سکته قلبى يا در يک تصادف رانندگى به خاطر عجله براى سر وقت رسيدن به سر قرارى، بميريم.


بسيارى از ما آنقدر نگران و مضطرب زندگى خود در آينده هستيم که زندگى خود در حال حاضر، يعنى تنها زمانى که واقعاً وجود دارد را فراموش مي‌کنيم.


همه ما در سراسر جهان، زمان برابرى در اختيار داريم. هيچکس بيشتر يا کمتر ندارد. تفاوت در اين است که هر يک از ما با زمانى که در اختيار داريم چکار مي‌کنيم. ما نياز داريم که هر لحظه را زندگى کنيم. به گفته جان ‌لنون، خواننده معروف: زندگى آن چيزى است که براى تو اتفاق مي‌افتد، در حالى که تو سرگرم برنامه‌ريزي‌هاى ديگرى هستى.


به شما به خاطر اين که تا پايان اين مطلب را خوانديد تبريک مي‌گوئيم. بسيارى هستند که براى هدر ندادن زمان، از وسط مطلب آن را رها مي‌کنند تا از قافله جهانى شدن عقب نمانند!

| لینک ثابت | نوشته شده در  دوشنبه یکم مرداد 1386;ساعت 19:26;  توسط رضا بیات-77; 
جلسه تیرماه

جلسه هیئت آل یاسین، سه شنبه آخر این ماه (26/4/86)، ساعت 20:00 الی 21:30 با حضور آقای حاج نظری، مدیریت مؤسسه مکین- طرح توسعه بندر شهید رجایی - ممنون از تشریف فرمایی شما

| لینک ثابت | نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386;ساعت 18:21;  توسط رضا بیات-77; 
یک مطلب از سایت بازتاب – فرهنگی
(فیلتر شکن: bypasshere.info)

سونامي طلاق و خواب سنگين مسئولان

۱۹ تير ۱۳۸۶ - بعد از ظهر ۱۵:۴ تعداد بازديد: 5196 كد خبر: ۷۱۱۰۳

در حالي كه رشد 12 درصدي طلاق و كاهش 1 درصدي در جامعه، نشانه‌هاي روندي خطرناك در جامعه را آشكار مي‌كند، مسئولان فرهنگي و اجرايي كشور، همچنان نسبت به اين پديده بي‌تفاوتند.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، بنا بر آمار رسمي اعلام‌شده، نرخ طلاق با رشد خيره‌كننده 4 / 11 درصدي به عدد بي‌سابقه 94 هزار مورد در سال 85 رسيده است، به اين معنا كه در كشور از هر هفت ازدواج، يك مورد آن به طلاق منجر مي‌شود كه اين آمار در تهران افزايش چشمگيري دارد.

افزايش سن ازدواج دختران به 28 سال و پسران به 30 سال، علامت هشداردهنده ديگري به مسئولان است كه اين سن در اقشار تحصيل‌كرده به مراتب بيشتر است.

از سوي ديگر، 50 درصد متقاضيان طلاق را زنان تشكيل مي‌دهند، در حالي كه تنها 22 درصد تقاضاي طلاق از سوي مردان مطرح مي‌شود و ديگر طلاق‌ها نيز توافقي انجام مي‌شود كه درخواست‌هاي مالي و اعتياد، از جمله مهم‌ترين علل درخواست طلاق است.

انحراف دستگاه‌هاي فرهنگي، به ويژه صداوسيما در ترويج تجمل‌گرايي، كم‌توجهي مسئولان اجرايي به تأمين حداقل نيازهاي جوانان، به ويژه مسكن و تسهيلات ازدواج، از جمله مهم‌ترين زمينه‌هاي كوتاهي مسئولان در اين زمينه است كه از مهم‌ترين وظايف ديني و اخلاقي جمهوري اسلامي، به شمار مي‌رود.

رشد افسارگسيخته طلاق و كاهش ازدواج، در حالي است كه توهمات مربوط به بهبود وضعيت جامعه همچنان در تبليغات رسمي دامن زده مي‌شود، اما با افزايش شديد طلاق در خانواده‌هايي كه 48 درصد آنان داراي يك فرزند بوده و 28 درصد بيش از يك فرزند دارند، موجب فروپاشي نهادهاي اجتماعي و افزايش جرم و فساد در جامعه مي‌شود.

نظرات کاربران :

• به مطلب خوبي توجه كرديد .در كشور ما به دليل مسائل قومي و مذهبي و فرهنگي بصورت عام بحث مرد سالاري و زن سالاري بوده است وقتي صدا و سيما حتي در آگهي بازرگاني و بجهت فروش محصولات شركتها بطور علني تبليغي غير از شايسته سالاري را انجام مي دهد نا خواسته طرفين زندگي را درگير مي نمايند . بنظر بنده مسئولين فكري به حال صدا و سيما بايد بكنند بعد مشكل طلاق.

• با سلام و خسته نباشيد
با قوانيني كه در ايران وجود دارد واقعاًً شرايط ازدواج خيلي سخت شده است. تا دختري به عقد پسري در مي ياد تقاضاي طلب مهر مي كنه و اگه نداشته باشه روانه زندان ميشه. پسري كه با هزار آرزو براي تشكيل زندگي پاپيش مي ذاره و تو شرايطي كه هستيم اگه كسي كارشو از دست بده خيلي سخته كه بخواد دوباره كاري پيدا كنه لذا از كليه مسئولان و دست اندركاران خواهشمند است به اين مهم توجه كنند و راه كارههاي مناسبي پيشنهاد بدهند
| لینک ثابت | نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386;ساعت 10:26;  توسط رضا بیات-77; 
مثنوی مولانا، عرفان حماسی
با سلام،

امیدوارم هممون وقت کنیم مثنوی معنوی مولانا جلال الدین محمد رو یک دور تو زندگیمون بخونیم. پیشنهاد می کنم با کتاب "پله پله تا  ملاقات خدا" اثر ماندگار استاد زرین کوب شروع کنید.

ای برادر تو همه اندیشه ای              مابقی را استخوان و ریشه ای 

مجله اینترنتی هفت سنگ

| لینک ثابت | نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم تیر 1386;ساعت 12:52;  توسط رضا بیات-77; 
شاد بودن
دوستان سلام

پنج تا نکته ساده رو براي شاد بودن به خاطر بسپارید:

1- قلبت رو از دشمني ها پاک کن ....عفو کن

2- فکرت رو از دلشوره ها آزاد کن..بيشترشون اتفاق نميافته

3- ساده زندگي کن و به اون چيزي که داري قانع و شکرگزار باش

4- بيشتر بخشنده باش

5-انتظاراتت رو کم کن
| لینک ثابت | نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386;ساعت 8:33;  توسط رضا بیات-77; 
امتحان نظام مهندسی
برای اطلاع از زمان و نحوه برگزاری امتحان نظام مهندسی به آدرس زیر یه سر بزنید:
http://www.tehran-nezam.com/article165.html
یک سری نمونه سؤال هم رو سایت گذاشتند که بگردید پیدا می کنید. من سعی می کنم این سه شنبه هرچی نمونه سؤال و مطلب تو این زمینه دارم با خودم بیارم. شما هم اگر چیزی دارید، بیارید.
ممنون
| لینک ثابت | نوشته شده در  چهارشنبه نهم خرداد 1386;ساعت 12:10;  توسط رضا بیات-77; 
درج مطلب
دوستان عزیز برای دریافت حق ثبت مطلب در بلاگ به آدرس bayat7@gmail.com یک میل مختصر بزنید تا پسورد براتون ارسال بشه.
| لینک ثابت | نوشته شده در  چهارشنبه نهم خرداد 1386;ساعت 11:57;  توسط رضا بیات-77; 
کلام نخست
دوستان و هم دانشکده ای های عزیز سلام.
امیدوارم در پناه حق هرجا که هستید به فکر تعالی ایران اسلامی باشید و هیچگاه امیدتان را از دست ندهید.
به توصیه دوستان شفیق این وبلاگ را برای با خبری از حال هم ایجاد کردیم.
امیدوارم موجب خیر شود.
مطمئناً دوستان از خواندن مطالب شما خوشحال می شوند.

تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.
| لینک ثابت | نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386;ساعت 16:13;  توسط رضا بیات-77;